قطر روزانه 50 تا 70 میلیارد تومان از سهم گاز ایران را برداشت می کند و ما مشغول متهم کردن پایه های و ستون های انقلاب به سوء استفاده چند میلیارد تومانی هستیم بدون آنکه بتوانیم ادعای خود را اثبات کنیم آبروی آنها را در رسانه ملی و در حضور ده ها میلیون بیننده می بریم. آیا این اقدامات فرا فکنی و فرار رو به جلو جهت خوراک انتخاباتی نیست. اگر برای بیت المال نگران هستید چرا هرگز از بلایی که در مخازن مشترگ گاز و نفت بر سر ما آمده بر آشفته و نگران نمی شوید؟ در این 4 ساله ماهزاران میلیارد تومان از دست دادیم و قطر از ما برد شما دنبال چه می گردید. آیا می خواهید وظایف قوه قضائیه را هم بر عهده بگیرید چرا برای برنده شدن به هر ترفندی دست می زند چرا اینقدر عوام فریبی می کنید و با احساسات و عقاید و اعتقادات مردم بازی می کنید.
وضعیت تولید ایران که به آن اشاره شد در حالی است که میزان تولید روزانه قطر در پایان سال 2008 حدود 310 میلیون متر مکعب در روز بوده و و همکنون این میزان در حدود 400 میلیون متر مکعب است و بر اساس برنامههای اعلام شده این کشور تا پایان سال 2009 میلادی به حدود 455 میلیون متر مکعب خواهد رسید که دراینصورت بیش از یکونیم برابر ایران خواهد بود. ضمن اینکه مجموع تولید تجمعی قطر که بهرهبرداری از میدان مشترک را از 1991( حدود 10 سال زودتر از ایران) آغاز نموده است بیش از دو برابر ایران است.
از آنجایی که تولیدات هر فاز پارسجنوبی بهطور روزانه ارزشی معادل 5/2 میلیون یورو را دارا میباشد، میتوان به عمق خسارتی که در این میدان در طول چهار سال گذشته از قبیل تأخیر در راهاندازی طرحهای در دست انجام و طراحی پروژههای جدید برای کشور پیش آمده است، پی برد. به طور ضمنی تنها برای تأخیر در برداشت از فازهای 6، 7 و 8 و 9 و10 این میدان تاکنون چیزی حدود 5/13 میلیارد یورو یا معادل حدود 20 میلیارد دلار درآمد از کف کشور رفته است. بدیهی است اگر این میدان مستقل بود، این حساسیت در تسریع از تولید آن وجود نمیداشت. اما زمانیکه رقیب ایران با سرعت هر چه تمامتر با بهرهگیری از شرکتهای طراز اول جهان، در حال بهرهبرداری از این میدان میباشد و تا کنون نیز دو برابر مقدار ما از این میدان گاز برداشت کرده است، این تأخیر و وقفهها نه تنها به معنی واگذاری رقابت در برداشت از این میدان به رقیب در طول چهار سال گذشته بوده است، بلکه به معنی توقف کشور طی سالهای آتی نیز خواهد بود و دورنمای روشنی از توسعه و رقابت با قطر در برداشت از این میدان مشترک را بدست نمیدهد. این در حالی است که سرعت پیشرفت ایران در تولید و بهرهبرداری از میدان پارسجنوبی باید به حدی میبود که قدرت چانهزنی کشور را در برابر قطر افزایش داده و این کشور جهت برداشت حداکثری از این میدان، متمایل به همکاری و هماهنگی با ایران میشد. امری که در شرایط حاضر حتی فکر کردن به آن برای ایران ممکن نیست.
ضررهای وارده به صنایع پتروشیمی را باید به فهرست ضررهای فوق اضافه نمود. ریاست جمهوری دولت نهم اخیرا در نطق انتخاباتی خود گفت تولیدات صنایع پتروشیمی در پایان سال 1387 به 48 میلیون تن رسیده است، البته در جزوه تبلیغاتی ایشان تحت عنوان "آمار مقایسهای عملکرد دولت نهم" ظرفیت صنایع پتروشیمی در پایان سال 87 به میزان 50 میلیون تن اعلام شده است این در حالی است که در آمار تبلیغاتی منتشره توسط شرکت ملی صنایع پتروشیمی ظرفیت تولید پتروشیمی کشور در پایان سال 87 به میزان 1/43 میلیون تن و میزان تولیدات 7/29 میلیون تن گزارش شده است که با هیچکدام از ارقام فوق همخوانی ندارد. اما نکته مورد نظر این بررسی این است که علت تفاوت شگرف بین ظرفیت تولید و میزان تولیدات تحقق یافته پتروشیمی (4/13 میلیون تن) چیست؟ پاسخ این است که بخش قابل توجهی از این ظرفیت خالی نیز به تاخیر در بهرهبرداری از فازهای پارس جنوبی مربوط میشود. حدود 5 تا 8 درصد از گاز استخراجی از پارس جنوبی را گاز اتان تشکیل میدهد که خوراک پایه بسیار از واحدهای احداث شده پتروشیمی و خصوصا واحدهای اولفین و اورهآمونیاک است. با تاخیر در فازهای پارسجنوبی در واقع ظرفیتهای احداث شده پتروشیمی سالهاست عاطل مانده است و ضررهای سنگینی از این ناحیه به واحدهای پتروشیمی وارد شده است که هرگز قادر به جبران آن نخواهند بود.
همانطور که اشاره شد تزریق گاز به میادین نفتی که از جمله باید با انتقال گاز فازهای 6 تا 8 انجام میشد نیز از برنامه عقب است. نهتنها تزریق گاز به آغاجاری انجام نشده است بلکه بدلیل کمبود گاز، تزریق به سایر مخازن نیز تاخیر دارد و نتیجه این است که بیش از 400 هزار بشکه از تولید نفتخام کشور در حال حاضر بصورت غیر صیانتی تولید میشود و بخشی از ذخائر نفتخام میادین مربوطه برای همیشه غیرقابل برداشت خواهد شد. |