بسم الله الرحمن الرحیم
خطبههای تاریخی این هفتهی نماز جمعه تهران به امامت رهبر معظّم انقلاب روحی فداه ایراد شد. همان گونه که انتظار میرفت، رهبر معظّم انقلاب بار دیگر از منبر مقدّس نماز جمعه، صحبتها، بیانات، نصیحتها ، دستورات و ارشادات خود را با مردم و مسئولین در میان گذاشتند.
در خطبههای مبسوط رهبری معظّم انقلاب، نکات برجسته و مهمّی به چشم میخورد که مسلّماً هر فرد، حزب و گروهی سعی می کند آن چه بیشتر با سلیقه و روش حزب و گروه خود تناسب دارد را بزرگتر و برجسته تر تصویر نماید.
مهم ترین درسهایی که از کلاس نماز جمعه امروز گرفته شد به عقیده من این موارد است:
1- عظمت ولایت فقیه به رخ جهانیان کشیده شد.
همه یک بار دیگر شاهد بودیم که خوابهای باطلی که برخی از دشمنان نظام ، چه در درون نظام و چه در بیرون نظام پس از انتخابات دهم ریاست جمهوری برای این انقلاب دیده بودند،با ایراد خطبههای شورانگیز مقام معظّم رهبری تعبیر نشد و یک بار دیگر قدرت و اقتدار ولایت فقیه به رخ جهانیان کشیده شد. کسانی که هنوز پی به اهمیت ولایت فقیه نبردهاند و ولی فقیه را با پُستهای ظاهری خود مقایسه میکنند. آنها که ولی فقیه را فقط تا حدّ بالاترین منصب سیاسی یک کشور پایین میآورند و از رنگ و بوی خدایی و الهی آن و درک عظمت نهفته در این عنوان مقدّس بیبهره و عاجزند. آنها که دست مبارک حضرت ولی عصر ارواحنا فداه را پشت سر ولایت فقیه نمیبینند و یا نمیخواهند که ببینند.
2- آقای هاشمی رفسنجانی هم چنان ذخیرهی انقلاب هستند.
متأسّفانه در جریان انتخابات و به خصوص در مناظرات تلویزیونی شاهد بودیم که برخی از نامزدها با هدف قرار دادن چهرهی موجّه آقای هاشمی ، سعی به جمعآوری آراء همج الرّعاع برای خود کردند.در این بین برخی از بزرگان نیز بلافاصله با بافتن آسمان و ریسمان به هم و با مقایسهی آقای هاشمی با طلحه و زبیر سعی کردند این گونه وانمود کنند که میزان در جمهوری اسلامی حال افراد است؛ اگرچه این سخن، سخن بسیار صحیح و به جایی است، امّا اکتفا به این سخن و نادیده گرفتن سوابق انقلابی افراد، یعنی عدم حجّیّت و محلی از اعراب نداشتن صحبتهای بزرگان در برهههای حسّاس و خطیر و بریدن و زیر پا گذاشتن همهی میراث گذشتگان. و لکن یؤخذ من هذا ضغث و من هذا ضغث فیمزجان.
برخی از بزرگان که بزرگترین فعالیت سیاسیشان در طول 30 سال پس از انقلاب ، تنها حضور در پای صندوقهای رای و رای دان و شرکت در انتخابات بوده است این بار خود، دچار فتنههای زمان شدند و فراموش کردند که: ان الفتن اذا اقبلت شبهت و اذا ادبرت نبهت . شاهد بودیم که یک باره و ناجوانمردانه همهی سوابق انقلابی آقای هاشمی را کنار گذاشتند و به فرمایش رهبری معظم انقلاب دچار توهّم شدند و سعی کردند با مقایسه مخفیانه و مرموزانهی جریان آیت الله منتظری با آقای هاشمی، این گونه وانمود کنند که تاریخ لا محاله تکرار شدنی است.امّا شاهد بودیم که رهبر معظّم انقلاب با تأکید بر جایگاه مقدّس نماز جمعه و این که نماز جمعه باشگاه خصوصیای نیست که بتوان هرکس را در آن سهیم کرد، بار دیگر بر عظمت شخصیّت آقای هاشمی تأکید کردند و از اظهار نظرهای صریح و خلاف تقوای برخی، اظهار ناخشنودی نمودند. البتّه واضح است که باز کسانی که خود را به ظاهر پیرو ولایت میدانند با توجیه و تأویل فرمایشات صریح مقام معظّم رهبری و رها کردن منطوق فرمایشات معظم له ، با توسل به الکنایه ابلغ من التصریح ، در مفهوم کلام ایشان برای اعمال و سخنان گذشتهی خود وجه و محملی بیابند .چه خوب است چهرهی واقعی کسانی که خود را پیرو ولایت فقیه آن هم ولایت مطلقهی فقیه میدانند برای مردم برملا شود.
از این که رهبری معظّم انقلاب با درایت مثال زدنی و سخنان صریح خود ، مانع بروز فتنه و تکرار تاریخ شهادت شهید بهشتی شدند خاضعانه خدای متعال را شاکرم.
3- سیاست سکوت در عملکرد رهبری جایی ندارد.
رهبری معظّم انقلاب یک بار دیگر به همه مسئولان نظام در هر جایگاهی که قرار دارند فهماندند که وقتی پای مصالح و آبروی نظام در میان باشد با هیچ کس قرابت و خویشاوندی ندارند و حاضر نیستند به خاطر آن چه که برخی آن را مصلحت نظام می دانند و می نامند سکوت کنند.
4- صدا و سیما عقب تر از زمان خود.
نکتهی قابل توجّه دیگر در فرمایشات مقام معظّم رهبری که تلویحاً بدان پرداختند، آن بود که صداوسیما متأسّفانه هم چنان عقبتر از زمان خود حرکت میکند. همان گونه که رهبر معظّم انقلاب اشاره فرمودند این مناظرات باید از مدّتها قبل در جامعه و مشخّصاً در صداوسیما به عنوان رسانهی ملّی دنبال میشد، نه آن که چند روز مانده به انتخابات آن هم با این سطح از آزادی بیان و زیر پا گذاشتن همه خطوط قرمز نظام در شکلی بی سابقه ، که خود موجب ملتهب شدن جوّ جامعه و به فرمایش رهبر معظّم انقلاب انفجار در جامعه شود.
اگرچه بعید نیست صداوسیما هم چون گذشته با برجسته کردن همان تکّه از بیانات مقام معظّم رهبری پیرامون ابتکاری عمل کردن صداوسیما در خصوص انجام مناظرات و تکرار آن در بخشهای مختلف خبری، این ضعف اساسی عملکرد خود را بپوشاند و این بخش از فرمایشات معظم له را تحت الشّعاع قرار دهد.
5- رجوع به مبانی امام و انقلاب در هنگام شبهه.
نکتهی دیگر آن که جوانان عزیز و عامّهی مردم، سخنان هر مسئولی در هر منصبی را وحی منزل ندانند و سعی کنند با رجوع به مبانی انقلاب و امام راحل قدس سره از جمله : پایبندی همه به قانون، استقلال کامل قوا ، عدم دخالت قوای سه گانه در وظایف و اختیارات یکدیگر، حفظ حرمت و آبروی افراد، علنی نکردن پرونده هایی که اتهام آنها در دادگاههای صالحه به اثبات نرسیده است ، فصل الخطاب دانستن فرمایشات رهبری و ... ذرّهای هم احتمال خلاف در گفتههای مسئولان بدهند و برای پذیرش هر حرف و سخنی از آنان، مدرک معتبر و محکمهپسند طلب کنند.
6- میزانِ سنجش هر کس، خود اوست .
نکتهی آخر که باید به آن توجه داشته باشیم آن است که میزان و سنگ سنجش هر کس خود او و عملکرد اوست نه رفتار و عملکرد اطرافیان .باید حساب آقای هاشمی را از حساب برخی فرزندان احیانا ناخلف ایشان جدا کرد.
مطالعه تاریخ زندگی پیامبران الهی علیهم السلام که در رأس همهی انسانها از ازل تا ابد و الگو و سرمشق آنها هستند این نکته را تایید میکند.
پیامبری چون آدم ابوالبشر علیه السّلام فرزندی داشت تروریست، آدمکش و حسود.چون قابیل که برادر خود را کُشت. فطوعت له نفسه قتل اخیه فقتله فاصبح من الخاسرین . مائده/ 30.
پیامبرانی چون هود ، نوح و لوط علیهم السّلام همسرانی داشتند کافر ، ناسالم و خیانتکار: ضرب الله مثلا للذین کفروا امراه نوح و امراه لوط کانتا تحت عبدین من عبادناالصالحین فخانتا هما . تحریم/ 10.
پیامبری چون نوح علیه السّلام فرزندی داشت نااهل، برانداز و از اراذل و اوباش:یا نوح انه لیس من اهلک انه عمل غیر صالح. هود/46.
پیامبری چون یعقوب علیه السّلام فرزندانی دارد، قاتل، دروغگو، دورو و مورد غضب پیامبر زمان خویش: قَالُواْ یَا أَبَانَا اسْتَغْفِرْ لَنَا ذُنُوبَنَا إِنَّا کُنَّا خَاطِئِینَ. یوسف/97.
و در رأس همه ، پیامبر اکرم صلّی الله علیه وآله وسلّم همسری دارند چون عایشه که علیه امام زمان خود قیام میکند و باعث هتک حرمت به بدن مطهر امام زمانش میشود.
امام حسن مجتبی و امام جواد علیهما السلام همسرانی دارند جاسوس و خیانتکار.
امام هادی علیه السلام فرزندی دارند عیّاش ، شرابخوار و دروغگو به نام جعفر کذاب.
در مسیر انقلاب اسلامی هم کم نبودند افرادی که خود، جزء بزرگان و پرچمداران حرکتهای سیاسی اجتماعی زمان خود بودند اما داشتن فرزندان ناخلف باعث نشد تا از شخصیّت بزرگ آنها ذره ای کاسته شود.
از زمان مشروطه نورالدین کیانوری ، تودهای جنجالی و از رهبران حزب توده و نوه روحانی انقلابی شیخ فضلالله نوری از رهبران بزرگ مشروطه،
علی نقی منزوی فرزند شخصیّتی بزرگ چون مرحوم آقا بزرگ صاحب کتاب گرانسنگ الذریعه.
فرزند آیت الله لاهوتی نماینده امام در گیلان،
شیخ علی اکبر حکمی زاده نویسنده کتاب اسرار هزار ساله ، فرزند شیخ مهدی حکمی میزبان مجالس مهم روضه آیت الله حائری و بانی تجدید بنای مدرسه رضویه.
مجتبی طالقانی کمونیست فرزند آیت الله طالقانی ،
فرزندان آیت الله محمدی گیلانی حاکم شرع دادگاههای انقلاب اسلامی که از وابستگان گروهک منافقین بودند.
برخی از منسوبین بیت مکرّم حضرت امام خمینی رضوان الله تعالی علیه که هر از چند گاهی شاهد افاضاتشان هستیم.
و الی ماشاءالله از نمونه هایی که همه و همه حامل درس و پیام بزرگی است که : میزان و سنگ سنجش هر کس خود اوست نه اطرافیان او.
لینک مطلب