خبرگزاری دانشجویان ایران - تهران
سرویس: سیاسی
پایگاه اطلاعرسانی دفتر حضرت آیتالله العظمی خامنهای با انتشار ویژهنامهای به بازخوانی بخشهایی از بیانات معظمله در ارتباط با موضوعات مختلف از جمله در باب « دشمنشناسی، مردمسالاری دینی، جهتگیریهای انقلابی و...» و بیانات ایشان در مراسم تنفیذ احکام ریاستجمهوری در دورههای مختلف در قالب « فرهنگ تنفیذ» پرداخته است.
به گزارش ایسنا آنچه در پی میآید، منتخبی از توضیحات معظمله در تبیین هر واژه است:
**مردمسالاری دینی
یک مسأله، اصل مسألهى انتخابات و ربط آن با مردمسالارى از نظر اسلام است. دمکراسى غربى - یعنى دمکراسى متکى بر لیبرالیسم - منطقى براى خودش دارد. آن منطق پایهى مشروعیت حکومتها و نظامها را عبارت از رأى اکثریت مىداند. مبناى این فکر هم همان اندیشهى لیبرالى است؛ اندیشهى آزادى فردى، که هیچ قیدوبند اخلاقى ندارد، مگر حد و مرز ضرر رساندن به آزادى دیگران. تفکر لیبرالیسم غربى این است: آزادى شخصى و فردى مطلق انسان در همهى زمینهها و در همهى عرصهها که تجلیگاه آن در تشکیل نظام سیاسى کشور هم خواهد شد. چون در جامعه، اقلیت و اکثریتى هستند، چارهاى نیست جز اینکه اقلیت از اکثریت پیروى کند. این پایهى دمکراسى غربى است. اگر نظامى این را داشت، این نظام از نظر دمکراسى لیبرالى مشروع است؛ اگر نظامى این را نداشت، نامشروع است. این تئورى دمکراسى لیبرالیسمى است، در حالى که بهکلى عمل دمکراسیهاى غربى با این تئورى متفاوت است و آنچه امروز در عرصهى عمل در دمکراسیهاى غربى مشاهده مىشود، این نیست.
امیرالمؤمنین علیهالصلاةوالسلام امام دادگران عالم و مظهر تقوا و عدالت است. وقتى بعد از قتل عثمان در خانهاش ریختند تا ایشان را به صحنهى خلافت بیاورند، حضرت نمىآمد و قبول نمىکرد - البته دلیلهایى دارد که بحث بسیار مهم و پرمعنایى است - بعد از قبول هم فرمود: «لولا حضورالحاضر و قیام الحجة بوجود الناصر و ما اخذ الله على العلماء ان لا یقاروا على کظة ظالم و سغب مظلوم لالقیت حبلها على غاربها»؛ اگر وظیفهى من با توجه، قبول، بیعت و خواست مردم بر من مسجل و منجز نمىشد که در مقابل ظلم بایستم و با تبعیض مبارزه و از مظلوم دفاع کنم، باز هم قبول نمىکردم. یعنى امیرالمؤمنین مىگوید من قدرت را بهخاطر قدرت نمىخواهم. حالا بعضیها افتخار مىکنند: ما باید برویم، تا قدرت را به دست بگیریم! قدرت را براى چه مىخواهیم؟ اگر قدرت براى خود قدرت است، وزر و وبال است؛ اگر قدرت براى مبارزه با ظالم در همهى ابعاد ظلم و ستم - داخلى، اجتماعى و اقتصادى که حادترینش است - مىباشد، خوب است. بنابراین، پایهى مشروعیت حکومت فقط رأى مردم نیست؛ پایهى اصلى تقوا و عدالت است؛ منتها تقوا و عدالت هم بدون رأى و مقبولیت مردم کارایى ندارد. لذا رأى مردم هم لازم است. اسلام براى رأى مردم اهمیت قائل است. فرق بین دمکراسى غربى و مردمسالارى دینى که ما مطرح مىکنیم، همین جاست.
مردمسالارى غربى یک پایهى فکرى متقن که بشود به آن تکیه کرد، ندارد؛ اما مردمسالارى دینى اینطور نیست. چون پایهاش پایهى دینى است، لذا پاسخ روشنى دارد. در مردمسالارى دینى و در شریعت الهى این موضوع مطرح است که مردم باید حاکم را بخواهند، تا او مورد قبول باشد و حق داشته باشد که حکومت کند. اى کسى که مسلمانى، چرا رأى مردم معتبر است؟ مىگوید چون مسلمانم؛ چون به اسلام اعتقاد دارم و چون در منطق اسلام، رأى مردم بر اساس کرامت انسان پیش خداى متعال معتبر است. در اسلام هیچ ولایت و حاکمیتى بر انسانها مقبول نیست، مگر اینکه خداى متعال مشخص کند. ما هرجا که در مسائل فراوان فقهى که به ولایت حاکم، ولایت قاضى یا به ولایت مؤمن - که انواع و اقسام ولایات وجود دارد - ارتباط پیدا مىکند، شک کنیم که آیا دلیل شرعى بر تجویز این ولایت قائم هست یا نه، مىگوییم نه؛ چرا؟ چون اصل، عدم ولایت است. این منطق اسلام است. آن وقتى این ولایت مورد قبول است که شارع آن را تنفیذ کرده باشد و تنفیذ شارع به این است که آن کسى که ولایت را به او مىدهیم - در هر مرتبهاى از ولایت - باید اهلیت و صلاحیت یعنى عدالت و تقوا داشته باشد و مردم هم او را بخواهند. این منطق مردمسالارى دینى است که بسیار مستحکم و عمیق است. یک مؤمن مىتواند با اعتقاد کامل این منطق را بپذیرد و به آن عمل کند؛ جاى شبهه و وسوسه ندارد.
جمهورى اسلامى نظام پارلمانى را که یکى از اشکال مردمسالارى است و شکل خوبى هم هست، قبول کرده و پذیرفته است. این بخش از حاکمیت، یعنى قانونگذارى - غیر از قوهى مجریه و رهبرى که آنها هم بهنحوى با انتخاب مردم صورت مىگیرد - به انتخاب مستقیم مردم با همین قانونى که وجود دارد، که در قانون اساسى ما پیشبینى شده و قوانین عادى هم ترتیبات آن را مشخص کردهاند، صورت مىگیرد، تا کسانى بروند و قانون بگذارند. قانون یعنى چه؟ قانون یعنى سرنوشت یک کشور؛ قانون یعنى سرنوشت انسانها در یک جامعه. چون همه متبع هستند و مجبورند از قانون تبعیت کنند. دولت هم باید از قانون تبعیت کند؛ رهبر هم باید از قانون تبعیت کند. قانون آنقدر مهم است که قالب عملکرد من و شماست. آن کسى را که ما انتخاب مىکنیم و به مجلس مىفرستیم، کسى است که سرنوشت کشور را در چهارسال معین مىکند. ابتدا که ما این نظام پارلمانى را قبول کردیم، بعضى از سیستمهاى منطقهاى که اسلامى هم بودند، اعتراض کردند که این چه چیزى است شما قبول کردهاید؟! من حالا نمىخواهم اسم بیاورم. یکى از همین دولتهاى مدعى مىگفت چرا شما نظام پارلمانى را قبول کردید؟! ما با استدلال به ایشان ثابت کردیم که همین نظام پارلمانى درست است. بنابراین نکتهى اول این است که مردمسالارى دینى که یکى از مهمترین مظاهر آن همین انتخابات مجلس شوراى اسلامى است، به پایهى فکرى و اعتقادى اسلامى تکیه دارد.
بیانات در دیدار استادان و دانشجویان قزوین ٢٦ / ٩ / ٨٢ ١٣
مردمسالارى دینى چون بر اساس یک اعتقاد دینى است، قابل نقض نیست؛ یعنى اگر کسى توانست در انتخابات تقلب کند یا به شیوهاى نظر مردم را جلب کند که بناحق نگاهشان به وى متوجه باشد - مثلا ارزشى که در او نیست، وانمود کند که در او هست؛ بعد مردم به او اقبال کنند و رأى بدهند - در منطق مردمسالارى دینى او حقى ندارد. این شیوه در منطق لیبرالیسم که پایهى لیبرالیسم غربى است، کاملا پذیرفته شده است؛ اما در منطق مردمسالارى دینى نه. سختگیرى در اینجا، بهخاطر اتکاء به مبانى دینى و ایمانى، بیشتر است. پس نفى ظلم، سلطه، استبداد، وابستگى و فساد، همه منبعث و برخاسته از اعتقاد دینى است. بدیهى است وقتى نظامى با این خصوصیات بهوجود آید، براى هر کس که در هر جاى دنیا معتقد به ظلم بینالمللى، استبداد بینالمللى، نفى حقوق ملتها و کشورها و معتقد به بىاعتنایى به مرزهاى کشورهاى مستقل است، دشمن و طرف مقابل و رقیب غیرقابل تحملى محسوب خواهد شد. بهطور طبیعى اینطور است. بنابراین وقتى یک سلطهى بینالمللى و یک ابرقدرت مثل امریکا، سیاست و راهبردش را بر این قرار مىدهد که منافع خودش را تأمین کند، اگر منابع کشورهاى دیگر بهخطر بیفتد، برایش مهم نیست. وقتى نظامى با آن خصوصیات مثبت در دنیا وجود داشته باشد - بخصوص در منطقهاى که کانون توجه امریکا از لحاظ منافع است - بدیهى است بین اینها تضاد و چالش، یک امر قهرى و حتمى و اجتنابناپذیر است.
بیانات در دیدار با دانشجویان دانشگاه شهید بهشتى ٢٢ / ٢ / ١٣٨٢
در منطق اسلام، ادارهى امور مردم و جامعه، با هدایت انوار قرآنى و احکام الهى است. در قوانین آسمانى و الهى قرآن، براى مردم شأن و ارج معین شده است؛ مردم هستند که انتخاب مىکنند و سرنوشت ادارهى کشور را به دست مىگیرند. این مردمسالارى، راقىترین نوع مردمسالارىاى است که امروز دنیا شاهد آن است؛ زیرا مردمسالارى در چارچوب احکام و هدایت الهى است. انتخاب مردم است، اما انتخابى که با قوانین آسمانى و مبراى از هرگونه نقص و عیب، توانسته است جهت و راه صحیحى را دنبال کند. در همهى آنچه در دنیا به نام دمکراسى و مردمسالارى شناخته مىشود چارچوب وجود دارد. در دمکراسیهاى غربى، چارچوب عبارت است از منافع و خواست صاحبان ثروت و سرمایهداران حاکم بر سرنوشت جامعه. تنها در آن چارچوب است که رأى مردم اعتبار پیدا مىکند و نافذ مىشود. اگر مردم چیزى را که بر خلاف منافع سرمایهداران و صاحبان قدرت مالى و اقتصادى - و بر اثر آن، قدرت سیاسى - است بخواهند، هیچ تضمینى وجود ندارد که این نظامها و رژیمهاى دمکراتیک، تسلیم خواست مردم شوند. یک چارچوب محکم و ناشکننده بر همهى این خواستها و دمکراسیها حاکم است. در کشورهاى سوسیالیستى سابق - که آنها هم خودشان را کشورهاى دمکراتیک مىنامیدند - این چارچوب، حزب حاکم بود. در خارج از چارچوب تمایلات و سیاستها و انگیزههاى حزب حاکم، رأى مردم هیچ توانایى و کاربردى نداشت. بههرحال چارچوب وجود دارد.
امتیاز نظام اسلامى در این است که این چارچوب، احکام مقدس الهى و قوانین قرآنى و نور هدایت الهى است که بر دل و عمل و ذهن مردم پرتوافشانى و آنها را هدایت مىکند. مسألهى هدایت مردم یکى از مسائل بسیار مهمى است که در نظامهاى سیاسى رایج دنیا - به خصوص در نظامهاى غربى - نادیده گرفته شده است. معناى هدایت مردم این است که بر اثر تعلیم و تربیت درست و راهنمایى مردم به سرچشمههاى فضیلت، کارى بشود که خواست مردم در جهت فضایل اخلاقى باشد و هوسهاى فاسد کنندهاى که گاهى به نام آراء و خواست مردم مطرح مىگردد، از افق انتخاب مردم دور شود. امروز شما ملاحظه مىکنید در بسیارى از دمکراسیهاى غربى، زشتترین انحرافات - انحرافات جنسى و امثال آن - به عنوان اینکه خواست مردم است، صبغهى قانونى پیدا مىکند و رسمى مىشود و به اشاعهى آن کمک مىگردد. این، غیبت عنصر معنوى و هدایت ایمانى را نشان مىدهد. در نظام اسلامى - یعنى مردمسالارى دینى - مردم انتخاب مىکنند، تصمیم مىگیرند و سرنوشت ادارهى کشور را به وسیلهى منتخبان خودشان در اختیار دارند؛ اما این خواست و انتخاب و اراده در سایهى هدایت الهى، هرگز به بیرون جادهى صلاح و فلاح راه نمىبرد و از صراط مستقیم خارج نمىشود. نکتهى اصلى در مردمسالارى دینى این است. این هدیهى انقلاب اسلامى به ملت ایران است. این تجربهى جدید و جوانى است؛ اما تجربهى قابل تأمل و پیگیرى و قابل تقلیدى است براى همهى کسانى که دلشان براى فضیلتها و جامعهى پاک و پاکیزهى انسانى مىتپد و از جرائم و رذائل اخلاقى و رواج زشتیهاى خلقیات بشرى رنج مىبرند.
این مراسم، هشتمین مراسمى است که در آن رئیس جمهور منتخب مردم، به طور رسمى رئیس جمهور مىشود و اختیار ادارهى کشور و زمام امور قوهى مجریه را در دست مىگیرد. این را انقلاب به ما داد. البته دستگاههاى تبلیغاتى دنیا با تبلیغات بسیار رذیلانه سعى مىکنند اینگونه وانمود کنند که حضور مردم و مردمسالارى نظام اسلامى، از انتخابات سال هفتادوشش به این طرف است؛ یعنى مىخواهند گذشتهى انقلاب را نفى کنند! این هم ادامهى همان دشمنیهایى است که همیشه با این انقلاب داشتهاند. نه؛ ما ملت ایران در این بیستودو سال، هشت مرتبه پاى صندوق انتخاب رئیس جمهور رفتهایم و با رأى خود، او را انتخاب کردهایم و نشان دادهایم که در کشور ما به برکت نظام اسلامى، محور تصمیمگیرى، مردمند و چارچوب تصمیمگیرى - هم براى مردم و هم براى مسؤولان - احکام و شریعت اسلامى است. این، وظایف سنگینى را بر دوش همهى ما مىگذارد.
بیانات پس از مراسم تنفیذ حکم ریاست جمهورى آقاى سید محمد خاتمى ١١ / ٥ / ١٣٨٠
**رانتخواری
منتخبی از بیانات رهبر معظم انقلاب در مورد «رانتخواری»
منطق ما قوى است. ما از لحاظ منطق در مقابل هیچکس کم نمىآوریم؛ دیگران در مقابل ما کم مىآورند. واقعیتهاى جامعه هم صحت آن منطق را نشان داده است. با اینکه در طول سالهاى متمادى خرابکارى شده، جنگ و موانع بیرونى بوده، نفوذ آدمهاى ناباب در دستگاهها بوده، بىهمتى و بىحالى بعضىها بوده؛ درعینحال هرجا ما با همان اصول و تفکرات انقلابى اصیل جلو رفتهایم، واقعا پیش رفتهایم؛ نمونههایش همین پیشرفتهاى صنعتى و علمى و گشایشهاى گوناگونى است که در کارها بهوجود آمده. هرجا کار برجستهیى شد، انسان وقتى رفت، دید یک عنصر مؤمن در آنجا مسؤولیت تعیینکنندهیى دارد؛ این را بنده در جاهاى مختلف به تجربه مشاهده کردهام. هرجا کارها لنگ است، بهخاطر این است که در آن از این بىایمانىها و بىریشهیىها که منجر به نفعطلبى و فساد و تبعیض و رفیقبازى و امثال اینها مىشود، وجود دارد. بنابراین در میدان عمل هم ما این فکر را آزمودهایم.
بیانات در دیدار دانشجویان بسیجى ٥ / ٣ / ١٣٨٤
آرمانگرایىِ جوان ایرانىِ ما عبارت است از ترسیم آیندهاى با این خصوصیات. ما نظام و کشورى مىخواهیم که پیشرفته باشد و مردم آن دانشمند و بیدار و زنده باشند؛ غفلتزده و خوابآلوده نباشند؛ کشور برخوردار از عدالت باشد؛ مبراى از فساد باشد؛ طبقهى اشراف بر آن حاکمیت نداشته باشد - چه اشراف سنتى، چه طبقهى جدیدى که ممکن است اسمشان اشراف نباشد، اما در واقع اشراف باشند و به قول آقایان از رانتهاى گوناگون اقتصادى استفاده کنند - برخوردار از قدرت و استحکام سیاسى باشد؛ و همهى اینها الهام گرفتهى از معارف دین و اسلام عزیز باشد. اسلام این ظرفیت را دارد که اینها را به ما تعلیم دهد
بیانات در دیدار دانشجویان و اساتید دانشگاههاى استان کرمان ١٩ / ٢ / ١٣٨٤
مناسبات اقتصادى و اجتماعى سلامت پیدا کند؛ این، هم بر عهدهى مسؤولان است - بر عهدهى دولت، قوهى قضاییه و مجلس شوراى اسلامى - و هم بر عهدهى آحاد مردم است. مناسبات اقتصادى و اجتماعى غلط یعنى چه؟ یعنى رواج قاچاق، رباخوارى، مصرفگرایىِ افراطى و گرایش به تفاخر در استفاده از مصنوعات خارجى در مقابل نمونههاى داخلى آن، که معنایش این است که کارگر ایرانى را به نفع کارگر خارجى بیکار مىکند. باید افتخار به استفادهى از مصنوعات داخلى در مردم و مسؤولان بیدار شود. در درجهى اول خود مسؤولان و دستگاههاى دولتى و قواى سهگانه، و در درجهى بعد آحاد مردم به این نکته توجه کنند و اهمیت دهند.
وقتى مناسبات غلط اقتصادى در جامعه حاکم باشد، وقتى رانتخوارى رواج داشته باشد، وقتى سوءاستفادهى از قدرت براى به دست آوردن ثروتهاى بادآورده رواج داشته باشد، کسى که تولیدکننده و زحمتکش واقعى است، ناامید مىشود. کشاورزى که زحمت مىکشد، صنعتکارى که تولید مىکند، سرمایهدارى که سرمایهگذارى مىکند، معدنکارى که عرق مىریزد، معلمى که در مدرسه درس مىگوید، استادى که در دانشگاه تدریس مىکند، قاضىیى که وقت و اعصاب خود را به کارِ صحیح صرف مىکند، وقتى ببینند راه براى مناسبات غلط اقتصادى در جامعه باز است و با آن برخورد نمىشود، مأیوس مىشوند. این که ما گفتیم و تأکید کردیم که باید با مفاسد اقتصادى و قاچاق مبارزه شود، بهخاطر این است که این پدیدهها اساس پیشرفت کشور را دچار آسیبهاى جدى مىکنند. گردآورندگان ثروتهاى نامشروع، زیادهخواهان، زیادهخواران و مفسدان اقتصادى نباید عرصه را بر کسانى تنگ کنند که یا سرمایهگذارى مىکنند، یا کار مىکنند، یا زحمت مىکشند، یا درس مىخوانند، یا علم را گسترش مىدهند و درآمدى بسیار کمتر از آنها دارند. نظام باید با مفاسد اقتصادى و با جریان فساد اقتصادى مبارزه کند؛ این وظیفهى مجلس و دولت و قوهى قضاییه است.
بیانات رهبر معظم انقلاب اسلامى در اجتماع بزرگ مردم همدان ١٥ / ٤ / ١٣٨٣
نکتهى دوم از همین قبیل وظایف، مربوط به مردمسالارى دینى است: «انصف الله و انصف الناس من نفسک و من خاصة اهلک و من لک فیه هوى من رعیتک»؛ یعنى دربارهى خودت، دربارهى دوستان و خویشاوندان و رفقاى خودت، رعایت انصاف را در قبال مردم و خدا بکن؛ یعنى اختصاص و امتیاز به آنها نده؛ یعنى همین چیزى که دوستان عزیز فرنگىمآب ما به آن «رانتخوارى» مىگویند؛ یعنى امتیاز ویژه. امکانات استفاده از یک شرکت و یک منبع مالى را در اختیار جمع خاصى قرار دادن، به مناسبت اینکه اینها دوست یا خویشاوند یا رفیق ما هستند. این کار جزو کارهاى ضدمردمسالارى است. هر کس که این کارها را بکند، همان فسادى ایجاد خواهد شد که الان آقاى رئیس جمهور به آن اشاره کردند. بله، باید با این فسادها مبارزه شود. برادران و خواهران عزیز! تا این فسادها در مجموعهى کارگزاران کشور وجود داشته باشد، توانایى کار وجود نخواهد داشت و پیشرفت امکان ندارد؛ هر کار هم بکنید، امکان نخواهد داشت. اینها شکافها و درهها و حفرههایى است که وقتى به وجود آمد، هرچه شما دستاورد داشته باشید و در آن بریزید، آنها را پر نمىکند؛ دستاورد هم از بین مىرود. لذا اول باید اینها را علاج کرد. این فرمایش امیرالمؤمنین علیهالصلاةوالسلام است: «من لک فیه هوى من رعیتک»؛ به رفقا و نزدیکان و آدمهایى که دوستشان دارى، نباید امتیاز ویژه بدهى؛ همه باید یکسان امتیاز ببرند. امتیازى که هست، باید در اختیار همه قرار گیرد. اگر بناست قرعهکشى شود، اگر بناست سقف باشد، درعینحال نباید براى کسى امتیازى وجود داشته باشد.
بیانات در دیدار مسؤولان و کارگزاران نظام جمهورى اسلامى ایران ١٢ / ٩/ ١٣٧٩
انتهای پیام |