دکتر شمس اردکانی
ایران کشوری است که صد سال سابقه تولید نفت و گاز دارد. خصیصه عمومیاقتصاد ایران، تولید نفت و گاز و در دسترس بودن انرژیهای فسیلی هیدروکربنی به صورت محلی است. اما مشکل از اینجا حاصل میشود که یک بشکه انرژی در کشور تبدیل به یک بشکه سرمایه نمیشود. مثلا ما در روز 450میلیون مترمکعب گاز مصرف میکنیم که به طور متوسط حدود 300میلیون مترمکعب آن مصرف تقریبا خانگی است که به آن مصرف نازا و سترون میگوییم. بدتر از آن هدرسوزی در میادین نفتی و گازی است. کل گازی که به صنعت داده میشود حدود 50میلیون مترمکعب در روز است. 400میلیون مترمکعب عملا به مصرف میرسد یا هدر میرود و ارزش افزوده چندانی نمیآفریند.
یک لیتر بنزین یا گازوئیل امروزه در خلیجفارس قیمت عمدهفروشیاش بدون مالیات حدود 50 سنت است. پس یک لیتر بنزین یا گازوئیلی که در داخل مصرف میشود، حدود500 تومان میارزد. قیمتهای گازوئیل و بنزین در دنیا بین 5 تا 10درصد بیشتر اختلاف ندارد، ولی در کشور ما تفاوت قیمتی بین شش تا 25 برابر است. این نشانگر آن است که هر دو قیمت اشتباه است. حال فرض کنید کسی که در کشور بنزین را لیتری 100 تومان میخرد، با استفاده از این بنزین در جریان فعالیت اقتصادی 50 تومان هم به آن اضافه میکند، میشود 150 تومان. قیمت منطقهای هست 450 تومان. پس اقتصاد ملی ما به ازای هر لیتر بنزینی که استفاده میکند، 300 تومان فقیرتر میشود. یعنی 300 تومان کمتر داریم که راه بسازیم، 300 تومان کمتر داریم که خرج دفاع و امنیت کنیم، 300 تومان کمتر داریم که خرج بهداشت کنیم، 300 تومان کمتر داریم که خوابگاه دانشجویی درست کنیم و خیلی چیزهای دیگر.
به این ترتیب، درصد سال گذشته هر چه مصرف انرژی ما بالا رفته، گرفتاری مان بیشتر شده است. حال آنکه شرط توسعه اقتصادی در کشور ما تبدیل انرژی به سرمایه است. اما آیا اصلاح قیمت حاملهای انرژی به صورتی که در دستور کار مجلس است، میتواند به کاهش این مسائل کمک کند؟
باید گفت اصلاحی که قرار است در مورد بهای حاملهای انرژی انجام شود، هنوز هم با قیمت واقعی آن فاصله دارد. طراحان لایحه و مجلسیان به این نتیجه رسیده اند که برای طی کردن آرام حذف یا تعدیل یارانهها کمکهای نقدی به دهکها و گروههای آسیبپذیر و تهیدست شود، اما نقش اصل اقتصادی تبدیل انرژی به سرمایه مولد در این لایحه بسیار کمرنگ است.
دنیای اقتصاد |