سید حسین میرافضلی
۱۴ آذر ۱۳۸۸
اقتصاد چراغ چشمک زن دارد هر جایی که چشمک زن اقتصاد علامت میدهد جهت سرمایهگذاری را نشان میدهد. جایی که سود دهی مناسب داشته باشد و سرمایهگذاری در آن درآمد پایدار و حاشیه سود قابل قبولی داشته باشد خود به خود سرمایهها به آن سر حرکت خواهند کرد. مثلا یک زمانی فعالیت در بخش مسکن سود دهی قابل اطمینان و خوبی داشت سرمایههای خرد و کلان داخلی و خارجی به آن سمت حرکت کردند. یک زمانی سرمایهگذاری در خرید و فروش ارز چراغ چشمک زنش روشن است و مدت طولانی است که چراغ چشمک زن دلالی و واردات روشن است. مدت زیادی است دولت شعار توسعه حمل و نقل عمومی سر میدهد توسعه ریلی را از اهداف توسعه یاد می کند اما سرمایهها به آن سمت حرکت نمیکند حتی احداث خط آهن چابهار به فهرج که تلاش شد با کمک سرمایهگذاران خارجی راهاندازی شود اجرایی نشد. برای دیگر خطوط آهننیز سرمایهگذاری یافت نشد و کم تحرک ماندند. دولت نیز چون اهم و مهم را خوب تشخیص نمیدهد سرمایههای محدود خود را خرد کرده لذا اثرگذاری سرمایهها به حداقل رسیده است. اما چرا چراغ چشمک زن سرمایهگذاری در بخش ریلی فعال نمیشود؟
جواب روشن است: چون دولت نمیخواهد.
چون دولت بدترین نوع فشارها را به شرکتهای فعال در حوزه حمل و نقل ریلی وارد میکند، پیشاپیش و بابت حق دسترسی به شبکه ریلی 80 درصد از درآمد (درآمد نه سود) را برداشت میکند (اگر شرکت لکوموتیو داشته باشد 50درصد و اگر نداشته باشد 80 درصد از درآمد را راه آهن برداشت می کند)یعنی مثلا اگر شرکت توکاریل با فولاد مبارکه قرارداد داشته باشد که سنگ آهن برای شرکت حمل کند و 10 میلیارد تومان مبلغ قرارداد باشد شرکت راهآهن پیشاپیش 8میلیارد از مبلغ قرارداد را به حساب خود لحاظ می کند (بابت دسترسی به شبکه)
به این ترتیب ضریب سود دهی شرکت های حمل و نقل ریلی در بهترین حالت 10 تا 12 درصد است. اگر بخواهیم یک طرفه به قاضی نرویم و پای صحبتهای مسولین راهآهن بنشینیم آنها میگویند هزینه شرکت راهآهن بالا است به علت اینکه سیستم قدیمی است، بهرهوری نیروی انسانی پایین است و دولت بابت نگهداری شبکه ریلی قدیمی موجود‘ راهآهن را یاری نمیدهد از طرف دیگر راهآهن بابت حمل مسافر یارانه میپردازدیعنی فرضا شرکت رجا بابت اینکه بلیط را ارزان به مسافران میفروشد راهآهن مبلغ 80 میلیارد تومان مابه تفاوت قیمت بلیط با قیمت یارانهای‘ باید این پول را به رجا پرداخت کند این پول از کجا تامین میشود؟ این پول از محل برداشت از درآمد شرکتهای حمل کالا تامین میگردد. شرکتهای حمل و نقل باید با تلاش و پیگیری بازاریابی کنند هزینهها را کنترل کنند و ریسکهای متعددی تحمل کنند تا میزان مشخص درآمد کسب کنند و 80% این درآمد باید در اختیار راهآهن قرار گیرد. سال گذشته راهآهن متعهد شد که اجاره تردد 300 کیلومتر در 24 ساعت به شرکت های حمل بار داده شود اما عملا فقط تا حدود 160 کیلومتر اجازه تردد داده شد اما برای 300 کیلومتر در نظر گرفته شد. قطارهای مسافری باید در خطوط فرعی مسافتها منتظر بمانند تا قطارهای مسافربری عبور کنند و اگر قطار مسافری در خطوط یک طرفه موجود نباشد اجازه تردد به واگنهای حمل بار داده میشود. خطوط ریلی قدیمی و یک خط است و چنین وضعیتی بدترین نوع فشار را بر توسعه ریلی و جذابیت این شبکه وارد میکند.
حال راهآهن باید دست از این روش ناصحیح و بازدارنده بردارد و دولت نیز از شرکت راهآهن حمایت کند تا اصلاح سیستمهای قدیمی و تامین یارانههای حمل مسافر را انجام دهد در این صورت سود دهی بخش ریلی افزایش خواهد یافت.
متاسفانه علی رغم سفارشهای داده شده هنوز هم راهآهن اصفهان شیراز بهرهبرداری نشده و راهآهن بم زاهدان نیز چنین وضعیتی دارد. دو خطه کردن خط آهن بندرعباس با سرعت بسیار کند و خسته کنندهای در حال انجام است و دولت بر خلاف سفارش هایش دغدغه توسعه زیربناهای ریلی را ندارد.
چنانچه خطوط ریلی موجود دو خط شوند وقانون حق دسترسی آزاد به شبکه به شکل منطقی اجرا شود در این صورت سود دهی شرکتهای ریلی افزایش قابل قبولی خواهد یافت لذا شرکتهای حمل و نقل ریلی تمایل سرمایهگذاری در توسعه ناوگان، خرید واگن و لکوموتیو، احداث خط راهآهن در مسیرهای کوتاه و زود بازده را خواهند داشت و بدون نیاز به سرمایهگذاری دولت بسیاری از مشکلات کنونی در شبکه ریلی رفع خواهد شد چرا که چراغ چشمک زن اقتصاد به این است روشن خواهد شد.
نیاز نیست دولت از شرکتهای ریلی حمایت کند فقط دسترسی آزاد به شبکه ریلی را همانند شبکه جادهای اجرا کند در این صورت علی رغم مشکلات موجود در کشور در مدت کوتاهی شبکه ریلی کشور شاهد تحول و توسعهای ماندگار می گرددو محرک دیگر بخشهای اقتصادی، فرهنگی و بهداشتی خواهد بود.
ما را به خیر راهآهن در این رابطه امیدی نیست حداقل با عدم دخالت و مانعتراشی شر نرساند، تبعیض در بهرهبرداری از حق دسترسی به شبکه خیر نیست.
با اجرای طرح هدفمند کردن یارانهها جایگاه و مزیتهای بخش ریلی بیشتر تقویت خواهد شد. خصوصا بخش باربری که نسبت به کامیونها و خودروهای سنگین مصرف سوخت بسیار کمتری دارد (یک ششم) لذا واقعی شدن قیمت گازوییل منجر به بروز بیشتر مزیتهای ریلی میگردد.
فرض کنید احداث خط راهآهن چابهار – فهرج به بخش خصوصی واگذار شود و بانکهادر پرداخت وام بروکراسی بازدارنده نداشته باشند در این صورت بخش خصوصی با یک میلیارد دلار قادر است خط آهن دو بانده فوق را راهاندازی کند (به همراه واگن و لکوموتیو) در نظر بگیرید سالانه 10 میلیون تن کالا از این مسیر حمل میشود در این صورت درآمد بالغ بر 300 میلیارد تومان برای شرکت بهرهبردار ایجاد میشود به این ترتیب با کسر هزینههای جاری‘ شرکت بهرهبردار در مدت 5 سال قادر به بازپرداخت وام و هزینه یک میلیارد دلاری انجام شده خواهد بود و از سال ششم به بعد سود دهی پروژه آغاز می شود. از طرف دیگر این خط آهن تا 30 سال آینده بدون تغییر کلی ریلها همچنان فعال خواهد بود. زیربنای مسیر نیزکه در واقع 60 درصد هزینهها را شامل میشود و تا ده هاسال مورد استفاده قرار خواهد گرفت. فعال شدن این خط آهن موجب افزایش اشتغال، افزایش ترانزیت کالا از ایران، بهرهبرداری از مزیتهای اقتصادی منطقه و دهها مزیت اقتصادی، فرهنگی، اجتماعی و امنیتی یرای کشور خواهد شد. احداث خط دوم اصفهان تهران نیز همین توجیهها و مزیتها را دارد از طرف دیگر سالانه میلیونها مسافر بین اصفهان و تهران جابجا میشوند فرضا در نظر بگیرید، در سال 10 میلیون مسافر بین دو شهر جابجا شوند در این صورت علاوه بر درآمد بالای حاصل از جابجایی کالا، درآمد بالایی نیز بابت جابجایی مسافر ایجاد میشود، شبکههای ریلی جدید مسافرین را با سرعت بیش از 150 کیلومتر با امنیت و آرامش به مقصد میرسانند لذا جذابیت برای استفاده از قطار بسیار بالا خواهد رفت. در صورت برقی شدن مسیر یاد شده قطارهای مسافری که بیشترین ساعات حرکت آنها بین ساعت 10شب تا 8 صبح است از انرژی مازاد شبکه برق کشور در این ساعات استفاده می کنند و هزینه انرژی به حد بالایی کاهش می یابد. بانکهای خارجی سالهاست ما را تحریم نمودند و معلوم نیست این تحریم ها تا ده سال دیگر نیز ادامه نداشته باشد بانکهای داخلی نیز با کمبود منابع مواجه هستند چرا که بسیاری از منابع آنها در امور فرعی و کم اهمیت هزینه می شود در چنین شرایطی توسعه زیربناها که پایه توسعه کشور است چگونه تحقق خواهد یافت؟
منبع: سایت الف |