صفحه اول     درباره ما     تماس با ما     پیوندها     RSS   پنجشنبه، 18 شهریور 1389 - 13:10   
  تازه ترین اخبار:چرا برخورد جدی با توزیع کنندگان مواد مخدر صورت نمی گیرد؟     بررسی دلایل گرایش به مصرف مواد مخدر      ارسال به دوستانولایت فقیه یا ولایت فقه؟     کاهش 20 درصدی مصرف گاز در صورت اجرای قانون هدفمندی یارانه ها     هواپیمای ایران 140 از آغاز تا انجام     تعریف فقه و فقیه در لغت و اصطلاح      عزم ایران برای توسعه ارتباط با خطوط ریلی جهان جدی است     وضعیت نامطلوب کشور در زمینه مصرف انرژی     هیئت دولت تعطیلی روز شنبه را تصویب کرد      بدهی 46 سفارتخانه به سازمان تامین اجتماعی     رکود در ستاره خلیج فارس سودآورترین پروژه پالایشگاهی      دستیابی چین به بازارهای اروپا از طریق خطوط ریلی ایران     قرار داد 1،2میلیارد دلاری خرید اس-300 از روسیه      23کشته و 482 مجروح در یک‌هزار و 386 تصادف جاده‌ای کشور     جبهه هواداران رییس دفتر، اعلام موجودیت کرد     قراردادهای چند میلیارد دلاری برای شرکتهای تازه تاسیس     کارکردهاى رسانه از دیدگاه امام خمینی(ره)      نگاهی به استقلال سیاسی از منظر قرآن     یک‌ششم موادمخدر جهان در ایران مصرف می‌شود ؟     سلب استقلال وکلای دادگستری و نقض قوانین اساسی!        
   اخبار برگزیده  
  متن نامه امیرحسین فردی به محسن مخملباف؛
  جدال سیاسی با استاد‌ آواز ایران
  خصوصی سازی در مالزی
  انتشار اشعار قیصر‌ امین‌پور به خط بریل
  مانیفست اقتصادی میرحسین موسوی
  دادکان: سعیدلو کجای ورزش ایران بوده؟
  بچه های جنوب وزیر نفت را تغییر می دهند؟!
  خودکفایی 48 ساعته بنزین؛ طرح تولیدی یا تبلیغی!
  269 میلیارد دلار درآمد فروش نفت خام در 4 سال گذشته
  مرحبا به آن قوم که از جهادکوچک بازگشتند
  فضاپیمای رزتا تصاویر سیارک عظیم را مخابره کرد
  فساد اقتصادی در ایران در حال گسترش است
 
    پایگاه های دیگر  
آیت الله العظمی بروجردی
حجت السلام سید محمد خاتمی
آیت الله العظمی سید صادق شیرازی
آیت الله العظمی صافی گلپایگانی
قانون اساسی کشورها
احیای فضیلت
دبیرخانه مجلس خبرگان رهبری
مجلس شورای اسلامی
موسسه فرهنگی تحقیقاتی امام موسی صدر
احکام تقلید
پایگاه اطلاع رسانی آیت الله العظمی دستغیب
موسسه فرهنگی تحقیقاتی اسرا
پایگاه اطلاع رسانی آیت الله العظمی موسوی اردبیلی
احکام خمس
پایگاه اطلاع رسانی آیت الله العظمی وحید خراسانی
پایگاه اطلاع رسانی دفتر مقام معظم رهبری
سایت جماران
پایگاه اطلاع رسانی آیت الله هاشمی رفسنجانی
نسخه چاپي - ارسال به دوستان - اندازه متن: + -  شماره: 650دوشنبه، 21 اردیبهشت 1388 - 13:30
خاطراتی آموزنده از سال65 هاشمی رفسنجانی
  

مهر ماه سال ٦٥ رخدادهای گوناگونی به یکدیگر گره می خورند. بحران مهدی هاشمی به دستگیری او و اتخاذ تصمیم ها و محدودیت های از سوی امام درباره آیت ا...منتظری می انجامد. کشور در آستانه حوداث سیاسی تازه ای است و نگرانی ها در سطوح مختلف در باب اختلافات بالا می گیرد. روابط غیر رسمی و پنهانی با آمریکایی ها هنوز ادامه دارد...

***
 سه‌شنبه ١ مهر ١٣٦٥ / ١٨ محرم ١٤٠٦ / ٢٣ سپتامبر ١٩٨٦
 
به دستور دکتر تا ساعت ٩ صبح در منزل ماندم. نایب رئیس‌ها مجلس را اداره کردند. دکتر عارفی و دکتر لطفی آمدند، معاینه‌ای کردند و تشخیص دادند که حالت دیروز عصر، معلول خستگی مغز است و کسالت عمده‌ای نیست. خون و ادرار برای آزمایش بردند. ساعت ٩ و نیم به مجلس آمدم.
 
 
در گزارش‌ها حساس شدن اسرائیل روی حزب‌الله لبنان و نیروهای ایرانی در برخوردهای جنوب لبنان و همچنین متهم شدن یک نفر ایرانی در ارتباط با انفجارهای پاریس وجود دارد. (ژاک شیراک نخست‌وزیر فرانسه در مصاحبه با شبکه تلویزیونی سراسری ای‌بی‌سی آمریکا ضمن رد اتهام حمایت ایران، سوریه و لیبی از تروریسم، مدارک موجود را برای اثبات این اتهام ناکافی دانست. شیراک در این مصاحبه در پاسخ به ادعای مجری برنامه مبنی بر دخالت کشورهای ایران، لیبی و سوریه در عملیات تروریستی و سکوت فرانسه در قبال آنها، گفت: «اعلام اینکه ایران، سوریه و لیبی مجری تروریسم هستند کار ساده‌‌ای است ولی شواهد شما برای اثبات این ادعا کجاست؟ این تهمت‌ها خود یک نوع تروریسم است.» وی تاکید کرد که اقدامات اخیر تروریستی علیه کشورش را خانواده و دوستان [ژورژ] عبدالله- [یک لبنانی] که به اتهام قصد انجام دادن اقدامات تروریستی هم اکنون در فرانسه زندانی است- انجام داده‌اند و پای هیچ کشوری در میان نبوده است. وی همچنین اهمیت روابط فرانسه با کشورهای عرب را مورد تاکید قرار داد و تصریح کرد که فرانسه مایل نیست مساله تروریسم منجر به تیرگی این روابط حسنه شود.)
 
 
در جلسه شورای عالی پشتیبانی جنگ شرکت کردم. ظهر سلمانی برای اصلاح سرم آمد. عصر آقایان [محمدباقر] ذوالقدر و [ابراهیم] سنجقی آمدند. گزارش طرح عملیات ویژه پیاده علیه تاسیسات مهم عراق در عمق خاک آن کشور را دادند. این طرح تصویب شد. قرار شد ساعاتی از رادیو ارومیه در اختیار برنامه داخلی عراق به نام «صوت‌المستضعفین» قرار گیرد.
 
 
آقای روحانی آمد و اطلاع داد امروز هواپیماهای ما با عبور از فضای کویت، مرکز تلمبه‌خانه نفت جنوب عراق را زده‌اند. خود عراقی‌ها هم اشتباها یک هواپیمای خودشان را ساقط کرده‌اند. فرمانده نیروی دریایی اطلاع داد که یک کشتی نفتی انگلیسی- که به کویت می‌رفته- زده شده است.
 
 شب به دفتر آقای خامنه‌ای رفتم. با دکتر روحانی درباره حفاظت اطلاعات ارتش بحث شد. دکتر روحانی معتقد است که یک روحانی در راس آن باشد، رئیس جمهور مخالفند. بالاخره آقای خامنه‌ای با استقلال آن و ریاست فردی مثل سرهنگ [مصطفی] ترابی [پور] موافقت کرد. شب شورای مرکزی جامعه روحانیت مبارز درباره اعزام روحانیون متشخص به جبهه جلسه داشت.(در این روز یاسر عرفات در دیدار با صدام حسین بر حمایت کامل «ساف» از عراق و حمایت از پیشنهادهای صدام به منظور توقف جنگ، تاکید کرد. وی همچنین پایان یافتن این جنگ را مقدمه آزادی قدس دانست. به گفته رادیو بغداد ، یاسر عرفات در این دیدار تاکید کرد که ساف در کنار عراق ایستاده است و ازاین کشور در مواجهه با تجاوز ایران حمایت می‌کند. عرفات همچنین عراق را به دلیل قبول پیشنهادهای صلح و پاسخ به تلاش‌های میانجیگرانه سازمان‌های منطقه‌ای و بین‌المللی، ستایش کرد. به گزارش خبرگزاری عراق، عرفات در یک کنفرانس مطبوعاتی در بغداد گفت: «این سخن که جنگ ایران و عراق راه آزادی قدس را هموار خواهد کرد صحیح نیست بلکه تنها پایان جنگ و برگرداندن تمامی سلاح‌ها به سوی اسرائیل می‌تواند بیت‌المقدس را آزاد کند.»)
 
 
 چهارشنبه ٢ مهر ١٣٦٥ / ١٩ محرم ١٤٠٦ / ٢٤ سپتامبر ١٩٨٦
 
 اول وقت به بیمارستان ژاندارمری رفتیم. حدود یکصد مجروح جنگی آنجا بودند. با همه آنها ملاقات و احوالپرسی کردم و به همه هدیه مختصری دادم. سپس صحبت کوتاهی برای دکترها و خدمه بیمارستان کردم. مجموعا وضع بیمارستان خوب و مجروحان راضی بودند.
 
ظهر در دفترم فرماندهان نیروی زمینی ارتش آمدند. طرح عغملیات گسترده و عملیات نیمه گسترده‌ای را آوردند که مذاکره کردیم. عصر هیات رئیسه مجلس جلسه داشت. سپس آقای رفیق‌دوست آمد. گزارش تکمیل قایق‌های کنترل از راه دور برای زدن کشتی‌ها را داد. همچنین درباره نیازهای مالی تدارک پانصد گردان و وضع مهمات گزارش داد.
 
اول شب آقای آقامحمدی آمد و گزارش برنامه عملیات وسیع نفوذی در داخل خاک عراق را- که قبلا مطلع بودم- و برنامه‌های بارزانی‌ها و طالبانی‌ها را داد.
 
شب با سران دیگر قوا مهمان آقای موسوی اردبیلی بودیم. درباره نرخ ویزیت‌ دکترها برای افراد بیمه و غیربیمه تصمیم مهمی گرفتیم که احتمالا بی‌واکنش نخواهد بود و در مورد اطبای محکوم به تبعید سازمان نظام پزشکی سابق که تقاضای عفو کرده‌اند، قرار شد با نامه صریح توبه و محکوم کردن رادیوهای بیگانه بپذیریم. در مورد رفتار با فرانسه و آمریکا در امر گروگان‌ها و [دادگاه] لاهه و نیز در مورد اجازه برداشت از بانک‌های داخلی با اجازه امام، تصمیم‌گیری شد. شب برای خواب به مجلس رفتم.
 
 
 پنجشنبه ٣ مهر ١٣٦٥ / ٢٠ محرم ١٤٠٦ / ٢٥ سپتامبر ١٩٨٦
 
 تا ساعت هفت و نیم صبح در دفترم کار کردم. تا ساعت ده و نیم در جلسه علنی بودم. مراجعات نمایندگان خیلی زیاد است. پیش از ظهر آقای صیاد شیرازی آمد. قطعات حساس رادارها را کسی برای فروش به ایشان عرضه کرده بود. به دکتر روحانی ارجاع دادم.
 
آقای آقازاده [وزیر نفت] آمد. آماده سفر به عربستان سعودی است. درباره مطالب قابل مذاکره با ملک فهد [پادشاه عربستان] مشورت کرد. درباره اوپک، جنگ، مبارزه با اسرائیل و آینده عراق مطالبی گفتم.
 
ظهر آقای جزایری آمد و گفت که می‌خواهد کتابخانه‌اش را به مجلس بفروشد. عصر در جلسه شورای عالی دفاع شرکت نمودم. امروز عراق به اراک، اصفهان و خوزستان حمله کرده است.  دستور داده شد که در بصره مقابله به مثل شود. (سخنگوی ستاد تبلیغات جنگ پیش از ظهر امروز اعلام کرد که رزمندگان اسلام به تلافی حملات دشمن به تاسیسات صنعتی و کارگری اراک و اصفهان، تاسیسات نظامی و اقتصادی حومه بصره را از ساعت ٢٠ امشب به مدت ٤٨ ساعت تا ساعت ٢٠ روز شنبه هدف آتش دوربرد قرار خواهند داد. این سخنگو از مردم عراق خواست که برای مصون ماندن از هرگونه صدمه‌ای، اطراف این تاسیسات را تخلیه کنند.)
 
برنامه سفر به جبهه را تنظیم کردیم. اول شب با آقای خامنه‌ای درباره مسائل مشهد صحبت کردم. مصاحبه رادیو تلویزیونی انجام دادم. شب به خانه آمدم.
 
 
 جمعه ٤ مهر ١٣٦٥ / ٢١ محرم ١٤٠٦ / ٢٦ سپتامبر ١٩٨٦
 
 تا ساعت چهار بعدازظهر در منزل بودم. مطالعه می‌کردم و برای سفر به جبهه، چمدان سفر را آماده نمودم. عصر گزارش‌ها را آوردند (نهضت آزادی در چند روز گذشته جزوه‌ای ١٦ صفحه‌ای با عنوان «پیام نهضت آزادی به رهبر انقلاب اسلامی ایران» منتشر کرده و کوشیده است که مخالفت خود را با ادامه جنگ «مستدل به آیات قرآن و سیره معصومان (ع) نمایند. روزنامه فرانسوی لوموند این پیام را، که در شماره دیروز چاپ کرده بود، امروز تحلیل کرده است. لوموند نوشته است: «در این نامه که درباره پایان دادن به جنگ نوشته شده آمده است: «اغلب مسوولان ایرانی با یافتن راه حلی از طریق مذاکره برای این جنگ موافقند ولی تنها امام خواهان جنگ می‌باشد.» بازرگان در این پیام خطاب به [امام] خمینی می‌نویسد: «هنگام بازپس‌گیری خرمشهر توسط نیروهای ایرانی، رئیس مجلس آقای هاشمی رفسنجانی، در یک دیدار خصوصی به ما گفته بود که شما [امام] به هیچ‌وجه مایل به وارد شدن نیروهای ایرانی به خاک عراق نبوده و یا هرگونه عقیده‌ای مبنی بر محاصره این کشور مخالف بوده‌اید. لکن اندکی بعد نظر خود را تغییر داده و دفاع مشروع را به تجاوز انتقام‌جویانه‌ای که مغایر کلام قرآن است تبدیل نمودید.» بازرگان در پیام خود می‌افزاید: «این درگیری نه جنگ اسلام بر علیه کفار است و نه جنگ مظلوم بر علیه ظالم بلکه جنگ بین دو ملت مظلوم است که با یکدیگر قتال می‌کنند.» وی تصریح می‌نماید: «حتی اگر دشمن، صلح را برای یافتن فرصت پیشنهاد می‌کند، اسلام به ما دستور می‌دهد که آن را پذیرفته و به آزمایش بگذاریم.» بازرگان در این نامه شعار «جنگ جنگ تا پیروزی» را در حال تبدیل شدن به «جنگ جنگ تا نابودی کامل» می‌خواند. نهضت آزادی در پیام خود خطاب به امام همچنین آورده است: «شما از پیامبر که در جنگ با نزدیکانش مشورت کرد، بالاتر نیستید.» نهضت آزادی با توضیح این مطلب که امام تعداد زیادی از مسوولان و نزدیکانش را که برای تشریح تهدیدهایی که ادامه جنگ برای کشور دربر دارد به نزد ایشان رفته‌اند با سردی و بدخلقی تحویل گرفت، از امام خواسته است تا درباره مساله جنگ به ملت رجوع نموده و نمایندگان قانونی مردم و اعضای شورای عالی دفاع را در دادن نظراتشان آزاد بگذارند. این گروه قبل از این نیز، بعد از عملیات پیروز والفجر ٨ در فاو، جزوه‌ای ٢٣ صفحه‌ای با عنوان «پایان عادلانه جنگ» منتشر کرده بود. «طاق عزیز» وزیر امور خارجه عراق، طی سخنرانی اوایل مهرماه خود در اجلاس مجمع عمومی سازمان ملل متحد برای محکوم کردن جمهوری اسلامی ایران، به مطالب جزوه «پیام نهضت آزادی به رهبر انقلاب اسلامی ایران» استناد کرده و براساس آن، مسوولیت ادامه جنگ را متوجه امام و نظام جمهوری اسلامی کرده بود). خبر مهمی نداشت. ساعت چهار بعدازظهر حرکت کردم و نوشتم که همان وصیت سابق معتبر است.
 
مانند دفعه قبل با لباس بسیجی در اتومبیل غیرزرهی به ایستگاه رباط‌کریم رفتیم. حدود ساعت پنج سوار قطار شدیم. واگن مخصوص برای ما آورده بودند. شب را نسبتا راحت خوابیدم. صبحانه را نزدیک اهواز خوردیم. واگن ما آخرین واگن قطار بود و در عقب بالکنی داشت که قسمتی از وقت را در آن می‌نشستیم و صحرا و بیابان را تماشا می‌کردیم.
 
 
شنبه ٥ مهر ١٣٦٥ / ٢٢ محرم ١٤٠٦ / ٢٧ سپتامبر ١٩٨٦
 
برای نماز صبح، نزدیکی‌های اندیمشک بیدار شدم و دیگر ن خوابیدم. ساعت هشت و نیم به اهواز رسیدیم. البته حرکت با قطار در خوزستان در روز با توجه به علت انتخاب قطار و احتراز از سفر با هواپیما که همان احتمال خطر هواپیماهای دشمن است، ‌منطقی نبود. محل [ساختمان] گلف مستقر شدیم.
 
پیش از ظهر فرماندهان سپاه گزارش وضع سراسر جبهه‌ها را دادند و نیازها، مخصوصا کمبودهای مهندسی را گفتند. عصر فرماندهان قرارگاه نجف و کربلا طرح عملیات بزرگ آینده و عملیات محدود را دادند. طرحی که برای آن ٥٠٠ گردان تشکیل داده‌ایم، غیرقابل اجرا به نظر رسیده و تغییراتی در آن داده‌اند که از هدف مهم خود دور شده و به ناچار بحث روی طرح‌های جدید شروع شده است.
 
شب درباره نقاط ضعف عملیات کربلای دو بحث داشتیم. به نظرم ادعای ضعف مدیریت عملیات اثبات شد؛ گرچه بعضی‌ها قبول نداشتند. دستور دادیم گلوله‌باران بصره قطع شود، زیرا در این ٤٨ساعت، دشمن شرارت مهمی نداشته است.
 
 
یکشنبه ٦ مهر ١٣٦٥ / ٢٣ محرم ١٤٠٦ / ٢٨ سپتامبر ١٩٨٦
 
تمام روز را در محل گلف در یک اتاق به سر بردیم و به امور جنگ و بررسی نیازها و طرح‌ها پرداختیم. [آقایان رفیق‌دوست و زنگنه] وزرای سپاه و جهاد و [آقای حسن فیروزآبادی] معاون نخست‌وزیر در امور جنگ هم که احضار شده بودند، آمدند. فرماندهان لشکر ٢٥ کربلا آمدند. سازمان و نیازهای لازم لشکرشان را توضیح دادند. دو ساعت طول کشید و از این طریق وضع کلی لشکرهای سپاه روشن شد.
 
معطل ماندن ابزار جنگ و ماشین‌ها به خاطر نداشتن قطعه از مسائل مهم بود که وزیر سپاه مکلف شد برای تامین قطعه تلاش کند. نیازهای رزمی و تدارکات هم بررسی شد. این نیازها حجم عظیمی است و خرج زیادی تحمیل می‌کند. قرار شد دو هزار کمپرسی برای مهندسی هور تجهیز شود.
 
عصر فرماندهان نیروی زمینی ارتش آمدند و با حضور فرماندهان سپاه، طرح عملیاتی منصور که از طرف ارتشی‌ها تنظیم شده بود، مورد بررسی قرار گرفت. فرماندهان سپاه به آسانی آن را نمی‌پذیرند و کار عمده عملیاتی به عهده آنهاست. کمیسیون برای بررسی بیشتر از دو طرف تشکیل شد.
 
قبل از مغرب، چند دقیقه‌ای همراه با دکتر روحانی در حیاط خاکی گلف قدم زدیم. هوا به شدت گرم بود. روزها واقعا بر مردم اهواز سخت می‌گذرد. شب برای جمع‌بندی مذاکرات دو روزه با فرماندهان سپاه جلسه‌ای داشتیم(در این جلسه فرمانده نیروی زمینی سپاه گفت: «ما از عملیات کربلای یک تاکنون با مشکلات بسیار، جنگ را ادامه داده‌ایم و دچار عقب‌ماندگی سه ماهه‌ای در این خصوص می‌باشیم. به طوری که عدم تدارک یگان‌های عمل کننده این ذهنیت را در برخی فرمانده یگان‌ها ایجاد کرده که این کار تعمدا انجام می‌گیرد.» آقای هاشمی نیز در این جلسه ضمن ابراز رضایت از موفقیت نیروی زمینی سپاه در استفاده از نیروهای وظیفه، ‌برای تامین نیرو و گسترش سازمان رزم سپاه گفت: «در این باره دست ما باز است و می‌توانیم با کمی فشار آمار مورد نیاز را برای انجام یک عملیات بزرگ تامین کنیم. حداکثر نیاز مهندسی دو هزار دستگاه کمپرسی است که من شخصا این مساله را حل می‌کنم.» در این باره فرمانده نیروی زمینی سپاه گفت: «از عملیات خیبر (٣/١٢/١٣٦٢) تاکنون در زمینه مهندسی یگان‌ها، ما هیچ اقدامی به منظور جایگزینی یگان‌های انهدامی انجام نداده‌ایم. لذا حالا در حال جمع‌آوری لودر و بولدوزر و دیگر امکانات نظیر آنها هستیم.» آقای هاشمی در ادامه گفت: به هر حال من و حاج محسن رفیق‌دوست تمام این مسائل را در حد مقدور دنبال می‌کنیم و ما تمام تلاش خود را انجام .خواهیم داد و چنانچه انجام نشد، شما این کوتاهی را از جانب ما تلقی نکنید.» آقای شمخانی گفت: «ما نمی‌گوییم کوتاهی می‌کنید، ولی مشکلاتی که باید در خردادماه حل شود، قرار است آذرماه حل شود و این برای ما فایده‌ای ندارد.» آقای هاشمی در ادامه این جلسه گفت: «ما تمامی امکانات کشور را بسیج کرده‌ایم تا عملیات آتی را انجام دهیم.» در این خصوص فرمانده کل سپاه ضمن تعیین شروطی برای عملیات موفق در این منطقه گفت: «اگر شما به قول‌های خودتان درخصوص تامین به موقع تجهیزات مهندسی و مهمات و همچنین حضور بیشتر در جبهه‌ها عمل کنید، ما قول یک عملیات موفق را به شما خواهیم داد.» آقای هاشمی در پاسخ ضمن قبول موارد یاد شده گفت: «بیشتر پشتیبانی را به عهده من بگذارید و من در کنار شما خواهم بود.» در خاتمه این جلسه و در پی توافق فرمانده نیروی زمینی سپاه ضمن اشاره به توانایی فرماندهان سپاه بر انجام دادن امور ، افزود: «شما اطمینان داشته باشید که هر کار نشدنی را به شدنی تبدیل خواهیم کرد و این کار را با هر وسیله ممکن (فشار، ایثار و...) عملی خواهیم کرد.» وی افزود: «ما برای این کار هم شجاعت لازم و هم سابقه لازم را داریم و انشاءالله ما به قدرت الهی مشکلات انقلاب را حل خواهیم کرد و شکی در این مورد نداشته باشید.» آقای هاشمی در پاسخ گفت: «من هیچ شکی ندارم که شما از ما جلوتر هستید و ممکن است ما به دلایلی در کارمان کوتاهی کنیم ولی شما کوتاهی نمی‌کنید، با این تقسیم کار می‌خواستم تا هرکس تکلیف خود را بداند و الا ما می‌دانیم که شما کوتاهی نخواهید کرد و شما همه هستی خود را برای جنگ گذاشته‌اید.»)
 
تلفنی با نخست‌وزیر و احمدآقا که در بیت امام جلسه سران داشتند، صحبت کردم و از نخست وزیر اجرای اموری در ارتباط با جنگ خواسته شد.
 
 
دوشنبه ٧ مهر ١٣٦٥ / ٢٤ محرم ١٤٠٦ / ٢٩ سپتامبر ١٩٨٦
 
اول وقت فرمانده توپخانه سپاه و استاندار خوزستان برای امور جنگ آمدند. از جمله درباره زدن گلوله توپ به بصره و تعمیر قبضه‌های توپ و [تامین] مسکن فرماندهان رزمنده در اهواز مذاکره کردیم. با آب سرد اهواز استحمامی نمودم که در اثر گرمی هوا به جای آب گرم قابل استفاده است.
 
ساعت هشت صبح با ماشین به سوی دزفول حرکت کردیم، ساعت ده رسیدیم. در محل پادگان نیروی زمینی جلسه‌ای با حضور فرماندهان لشکرها، قرارگاه‌ها، تیپ‌ها و سایر واحدها و بخش‌های نیروی زمینی داشتیم.
 
[سرهنگ حسنی سعدی] فرمانده نیرو صحبت کرد و بعضی از حضار حرف‌های خودشان را بشیتر در جهت نیازها گفتند و من مفصلا صحبت کردم و توضیحاتی دادم. در مجموع جلسه مفیدی بود. به نظر می‌رسد تمایل به جنگیدن بعد از آمدن فرمانده جدید زیادتر شده و منسجم‌تر شده‌اند. نماز را با جماعت خواندیم و ناهار دسته‌جمعی خوردیم. سپس استراحت کردم و تا ساعت شش بعد از ظهر درباره امور جنگ مذاکره داشتیم.
 
ساعت شش و نیم در جمع خلبان‌های پایگاه چهارم دزفول رفتم. به سخنان فرمانده پایگاه و خواسته‌های خلبان‌ها گوش دادم. بیشتر آنها روی تهیه منزل شخصی برای خلبان‌ها متمرکز بود. خواسته آنها را پذیرفتم و قول کمک دادم و سخنان مفصلی برای تقویت روحیه و امیدشان گفتم از همان جا علی‌رغم خطرناک بودن پرواز- به خاطر احتمال حمله عراق- با دو هواپیمای کوچک جت استار و فالکن به تهران پرواز کردیم.
 
 
سه‌شنبه ٨ مهر ١٣٦٥ / ٢٥ محرم ١٤٠٦ / ٣٠ سپتامبر ١٩٨٦
 
 
اول وقت به مجلس آمدم. در دو سه روز گذشته هم، خلاصه گزارش‌ها را به خوزستان می‌دادند و می‌دیدیم. مطلب مهمی ندارد. در جلسه علنی مجلس تا ساعت نه و نیم ماندم و سپس به دفترم آمدم.
 
آقای عبدالله نوری آمد و در مورد کم کردن پرسنل غیرنظامی ارتش پیشنهاد داشت. سرهنگ ترابی آمد و پیشنهادهایی در جهت حمایت از نیروی زمینی ارتش برای انجام عملیات گسترده داد.
 
ظهر جمعی از علمای اهل سنت از لارستان، بندر لنگه، قشم، بندرعباس و... آمدند. اظهار وفاداری به انقلاب نمودند و خود را از همکاری با دولت‌های خارجی تبرئه کردند. گفتند کمک‌هایی که از خارج برای مدارس اهل سنت می‌رسد، کمک سنی‌های ایرانی مقیم شیخ‌نشین‌هاست و نه از دولت‌ها. از توسعه مدارس اهل سنت بعد از انقلاب، اظهار رضایت کردند. آنها دو میلیون ریال به جبهه‌ها کمک کردند.
 
عصر به جلسه شورای عالی انقلاب فرهنگی نرفتم و گزارش‌های چند روز گذشته را که به علت مسافرت ندیده بودم، خواندم. تلفنی از نخست‌وزیر خواستم که چهار میلیارد تومان به نیروی زمینی ارتش برای جبران فوق‌العاده عملیات عقب‌افتاده و سازمان صنایع نظامی بپردازد. شب به خانه آمدم.
 
 
چهارشنبه ٩ مهر ١٣٦٥ / ٢٦ محرم ١٤٠٦ / ١ اکتبر ١٩٨٦
 
آقای [مصطفی] کفاش‌زاده به منزل آمد و از قول یک دلال اسلحه ادعا کرد، یکی از افراد موثر نیروی هوایی از او رشوه خواسته است. به دکتر روحانی گفتم موضوع را سریعا تعقیب کنند.
 
آقایان [ابراهیم] سنجقی و [حمید] نقاشیان آمدند. اولی نامه‌هایی برای امضا در امور جنگ آورد و دومی ادعا دارد که شرکت‌های ژاپنی می‌خواهند پنج میلیارد دلار نفت بخرند، پول نقد بدهند و نفت را در آینده به قیمت روز بگیرند، به علاوه بهره. آقای ترابی برای امور جنگ آمد. رفیق‌دوست برای امضای جواز خرید اقلام تسلیحاتی و پول استقراضی برای جنگ از بانک [مرکزی] آمد.
 
آقای نخست‌وزیر، تلفنی از طرح مقررات کمیسیون اصل نود که نسبت به وزرا سختگیری دارد، به تلخی انتقاد کرد. عصر هیات رئیسه مجلس جلسه داشت. چون مصوبات هیات رئیسه در دفتری ثبت می‌شود، معمولا اینجا در خاطرات نمی‌نویسم، مگر اینکه موضوع مهمی باشد.
 
شب سران قوا مهمان نخست‌وزیر بودند. وزیر نفت که از عربستان و کویت برگشته بود، گزارش‌های خوبی داشت.ملک فهد اعلام کرده بود که صدور نفت عراق از طریق عربستان قطع شده و دیگر سعودی کمکی به عراق نمی‌کند و موافق حذف صدام است و می‌خواهد روابطش را با ایران حسنه کند. قرار شده فرآورده نفتی از سعودی بخریم.
 
او پیشنهاد کرده یک هفته جنگ را متوقف کنیم و قول داده که در پایان آن، صدام را کنار می‌گذارند. قرار شد درخصوص کیفیت این امر مذاکره شود. و استقراض از بانک‌های داخلی و برنامه‌های جنگ مذاکره شد. دیروقت به خانه رفتم.
 
 
 پنجشنبه ١٠ مهر ١٣٦٥ / ٢٧ محرم ١٤٠٦ / ٢ اکتبر ١٩٨٦
 
تا ساعت هفت و نیم صبح گزارش‌ها را خواندم. تا ده و نیم در جلسه علنی بودم. طرح اختیارات کمیسیون اصل ٩٠ مطرح است و دولت سخت مخالف آن است ولی اکثریت نمایندگان موافقند و کاری نمی‌شود کرد.
 
پیش از ظهر به کارهای جنگ پرداخت. ظهر خانم دباغ و آقای یونس محمدی آمدند. عصر آقای حلیمی نماینده امام در پاکستان – که به جای آقای سیدحسن طاهری در پاکستان مانده – آمد و گزارش کارهای خود را داد و از نیاز دانشجویان ایرانی در پاکستان به کمک ارزی گفت.
[آقای مسعود روغنی‌زنجانی] وزیر برنامه و بودجه و معاونان آمدند. گزارش برنامه آمارگیری نفوس و مسکن را دادند و خواستند که در نمازجمعه از مردم بخواهیم همکاری کنند.
[آقای محمد سعیدی‌کیا] وزیر راه و معاونان آمدند. گزارش عملکرد دادند و به خصوص در مورد پل والفجر روی اروند و پل دریاچه ارومیه مذاکره شد. آقای رحمانی و مسوولان بسیج آمدند و گزارش کار دادند. برای آنها صحبت کردم.
 
 
جمعه ١١ مهر ١٣٦٥ / ٢٨ محرم ١٤٠٦ / ٣ اکتبر ١٩٨٦
 
 تا ساعت ده‌ونیم صبح در منزل برای خطبه‌های جمعه مطالعه کردم. نماز جمعه را اقامه نمودم. در پایان دعا کردم و در دعا برای مرضای مسلمین، مریض منظور گفتم. چون چنین دعایی از من در نمازجمعه، کم‌سابقه یا بی‌سابقه بود، خیلی‌ها حدس زدند که امام مریضند و مراجعات تلفنی زیادی داشتیم.
 
شب اخوی‌زاده محمد و آقای توکلی آمدند. در مورد سهام شرکت البرز قم و برنامه آینده آن و اقدامات عمرانی و کشاورزی در آنجا مذاکره شد.
 
آقای رحیم صفوی تلفنی از انجام عملیاتی با همکاری طالبانی‌‌ها در خاک عراق در جاده دیانا علیه یک مرکز نظامی عراق گفت.
 
 شنبه ١٢ مهر ١٣٦٥ / ٢٩ محرم ١٤٠٦ / ٤ اکتبر ١٩٨٦
 
بعداز نماز تا ساعت هفت‌ونیم گزارش‌ها را خواندم. احمد آقا و آقای خامنه‌ای برای هماهنگی در مطالبی که بنا بود خدمت امام مطرح شود، آمدند. ساعت هشت خدمت امام رسیدیم. حالشان خوب است.
 
درباره پیشنهاد ملک فهد درخصوص توقف یک هفته‌ای جنگ به منظور مهلت دادن به نظامیان عراق، برای رفتن به بغداد و سرنگونی صدام صحبت شد. موافقت کردند که موضوع را تعقیب کنیم که برنامه و هدف آنها روشن شود و اگر جدی بود، تعطیل یک هفته – که عنوان آتش‌بس نداشته باشد – را ممکن دانستند. درباره زدن یک موشک ساحل به دریا به بندر کویت بحث شد؛ آقای خامنه‌ای مخالفند و امام هم موافقت نفرمودند.
 
درباره مساله سیدمهدی هاشمی و مرکز مخفی آنها – که اخیرا کشف شده – صحبت شد. (سیدمهدی هاشمی پیش از پیروزی انقلاب با همدستی چند تن از طرفدارانش در بخش قهدریجان اصفهان به اتهام قتل آقای شمس‌آبادی امام جماعت مسجد سید اصفهان و چند نفر دیگر دستگیر و در دادگاه جنایی اصفهان (در اسفندماه سال ١٣٥٥) محاکمه گردید. وی پس از پیروزی انقلاب آزاد شد و تحت عنوان کمک به سازمان‌های آزادیبخش، سمت‌هایی را احراز کرد. او سپس به اتهام چند فقره جنایت و ارتکاب اعمال دیگر تحت تعقیب قرار گرفت و پس از دستگیری و اعتراف به قتل‌های تکان‌دهنده – که اعترافات وی از سیمای جمهوری اسلامی ایران پخش گردید – محاکمه و به اعدام محکوم و حکم صادره نیز اجرا گردید. حمایت آقای منتظری از ایشان – علی‌رغم تذکرات مکرر امام خمینی و دلسوزان انقلاب – که به دلیل نفوذ همفکران وی در بیت آقای منتظری، به ویژه تلاش‌های سیدهادی هاشمی – داماد آقای منتظری و برادر سیدمهدی هاشمی – یکی از دلایل متعددی بود که سرانجام منجر به برکناری ایشان از قائم‌مقامی رهبری گردید.)
 
 نظر امام این است که تعقیب شوند و به آقای منتظری هم گفته شود که دخالت نکنند و نهضت‌ها هم از آنها گرفته شود. ما گفتیم ممکن است تعقیب قضیه، به افراد نزدیک بیت آیت‌الله منتظری منجر شود. پیشنهاد کردیم که کوتاه بیاییم ولی امام اصرار داشتند و قرار شد خودشان مطلب را به آیت‌الله منتظری بفرمایند. (به دنبال برخی فعالیت‌های اطلاعاتی و قضایی در رسیدگی به تخلفات مهدی هاشمی، امام خمینی در این روز طی نامه‌ای آیت‌الله منتظری را از مخالفت با اقدامات انجام شده و نیز حمایت از نامبرده برحذر داشت. امام خمینی(ره) در بخشی از نامه خود چنین آورده‌اند: «من تاکید می‌کنم که شما دامن خود را از ارتباط با سیدمهدی پاک کنید که این راه بهتر است والا هیچ عکس‌العملی در رسیدگی به امر او از خود نشان ندهید که رسیدگی به امر جنایت مورد اتهام، حتمی است. سلامت و توفیق جنابعالی را خواهانم.» متن کامل نامه در بخش ضمایم همین کتاب درج شده است.)
 
ساعت ده صبح به مدرسه شهید مطهری رفتم. جمع زیادی از روحانیون جمع بودند. برای آنها سخنرانی مفصلی درباره جنگ و ضرورت شرکت روحانیون در جبهه‌ها کردم. ظهر به مجلس رسیدم.
 
 
عصر آقایان سرهنگ جلالی و کنگرلو برای مسایل خریدهای نظامی مراجعه کردند. خبر دادند که عراق به دو کارخانه قند در خوزستان حمله کرده و ٢٧ نفر شهید و بیش از ١٠٠ نفر مجروح داشته‌ایم. قرار شد که به عنوان مقابله به مثل، بصره را گلوله‌باران کنند. شب در مجلس ماندم.
 
 
یکشنبه ١٣ مهر ١٣٦٥ / ٣٠ محرم ١٤٠٦ / ٥ اکتبر ١٩٨٦
 
 
تا ساعت ده و نیم در جلسه علنی بودم. در دفترم آقای [عبدالله] نوری نماینده امام در جهاد آمد. از عدم همکاری سپاه با پیشنهاد شوراهای روستایی جهاد در اعزام نیرو گله داشت. آقای نادی [نجف‌آبادی] آمد و پیشنهاد تلاش وزارت خارجه برای ابقای سوئدی‌های پیمانکار کارخانجات شیمیایی صنایع دفاع اصفهان داشت. آنها در اثر بمباران گذشته عراقی‌ها، می‌خواهند بروند و کار نزدیک به خاتمه را معطل بگذارند.
 
آقای [مهدی] مهدوی [نماینده بابلسر] طراحی برای نحوه [توزیع] برنج‌های شمال مطرح کرد. به طرح بسیج اقتصادی انتقاد داشت. آقای [غلامعلی] شهرکی [نماینده زابل] آمد. از آقای [صادق] خلخالی [نماینده قم] گله داشت و آقای خلخالی هم از اظهارات امروز صبح ایشان شاکی بود.
 
با دکتر روحانی در امور جنگ و خریدهای نظامی مذاکره کردیم و خبر داد که امروز نیروی هوایی، یک کارخانه مهم حریربافی عراق را در شهر کوت، به تلافی حملات دیروز عراق زده است. آقای سنجقی اطلاع داد که امشب قرارگاه رمضان، عملیات مهم نفوذی‌اش را انجام می‌دهند.
 
عصر جمعی از انجمن‌های اسلامی بانک‌ها آمدند و خواهان کمک به وزیر اقتصاد در برکنار کردن آقای [محسن] نوربخش از ریاست بانک مرکزی بودند. توصیه به همکاری کردم.
 
 
معاونان سیاسی استاندارها همراه با [آقای علی‌اکبر محتشمی‌پور] وزیر کشور آمدند. صحبت کردم و توصیه به اتحاد و همکاری با سلیقه‌های گوناگون نمودم.
 
[آقای موسی رفان] فرمانده نیروی هوایی سپاه آمد. گزارش کامل تشکیلات و امکانات نیروی نوبنیاد را داد و قول کمک‌هایی گرفت.
 
شب سران قوا مهمان آقای خامنه‌ای بودند. احمد آقا نامه امام به آیت‌الله منتظری را آورده بود که ضمن تجلیل زیاد از آقای منتظری، از ایشان خواسته بودند که در مورد تعقیب اتهامات آقای سیدمهدی هاشمی و دوستانش همکاری کنند و حداقل سکوت اختیار نمایند. به آقای ری‌شهری هم گفته‌اند که تعقیب را شروع کند. آقای ری‌شهری حادثه کاردار سفارت سوریه را توضیح داد و درباره مسوول نهضت‌های آزادیبخش صحبت شد.
 
 دوشنبه ١٤ مهر ١٣٦٥ / ١ صفر ١٤٠٦ / ٦ اکتبر ١٩٨٦
 
 در منزل بودم. بیشتر وقتم با مطالعه گذشت. عصر خبر رسید که عراق به چند مرکز نفتی مثل بیدبلند، بوشهر، اهواز، اسکله آذرپاد و مارون‌ها و کارخانه کاغذسازی پارس حمله کرده و خسارتی وارد شده و حمله‌‌ای که دیشب قرار بود قرارگاه رمضان به مراکز نفتی عراق داشته باشد، انجام نیافته است. گویا مانع داشته‌اند، به تاخیر افتاده است.
 
شب آقای مهدیان آمد. در مورد پولی که از میراث [ابوالفضل] تولیت در بانک‌های لندن مانده و به خاطر اختلاف وراث نمی‌توانند برگردانند – با این‌که پول از وراث نیست و خیریه است – صحبت شد. قرار شد خانم تولیت اقرار کند که از خیریه است، تا برای گرفتن آن کمک کنیم. اقرارنامه ناقص آورده بود. خواستار شرکت من در مراسم دانشگاه امام صادق(ع) بود.
 
 
 سه‌شنبه ١٥ مهر ١٣٦٥ / ٢ صفر ١٤٠٦ / ٧ اکتبر ١٩٨٦
 
 تا ساعت ده‌ونیم در جلسه علنی مجلس بودم. پیش از ظهر جمعی از نمایندگان که به جبهه رفته بودند، گزارش‌هایی از نیازهای جبهه و مسایل کردستان آوردند. ظهر آقای محمد هاشمی آمد و از مزاحمت شورای روستا در مورد گرفتن دو درصد محصول پسته املاک اجاره‌ای بنیاد به ایشان شکایت کرد.
 
آقای سیدعلی هاشمی آمد و از دوگانگی نمایندگی ولایت فقیه در امر مدیریت امور عراقی‌ها ابراز نگرانی کرد؛ آقای رحمانی از طرف آیت‌الله منتظری و آیت‌الله خامنه‌ای که قبلا از طرف امام نصب شده‌اند.
 
آقای سنجقی آمد و اطلاع داد که عملیات نفوذی قرارگاه رمضان در وقت مشخص آینده انجام می‌شود. شکایتی از عدم اجرای دستور فرماندهی به نزاجا درخصوص تحویل مهمات به جزیره مجنون آورد که توبیخ گونه‌ای نوشتم.
 
عصر در جلسه شورای‌عالی انقلاب فرهنگی شرکت کردم. آقای فروزنده تلفنی اطلاع داد که پل لوله‌ای که جهاد سازندگی روی اروند ایجاد کرده‌اند، امروز کامل شد و مورد بهره‌برداری قرار گرفت. این پل از کارهای عظیم انقلاب است که موقعیت ما را در فاو مستحکم می‌کند و برای عراق امکان تخریب آن با بمباران نیست.
 
شب در دفتر آقای خامنه‌ای و با حضور آقای [سیدجلال‌الدین] طاهری امام جمعه اصفهان، درباره امور جنگ و ارتش صحبت کردیم. (در ادامه اقدامات مربوط به روابط غیررسمی و پنهانی آمریکا با ایران ، امروز ملاقات و مذاکرات سه روزه آمریکاییان با کانال دوم ارتباط با ایران در فرانکفورت پایان یافت. در این ملاقات، نورث مطالب مهمی از طرف رییس‌جمهور آمریکا نقل کرد. در گزارش تاور درباره این ملاقات آمده است: «بین ٥ تا ٧ اکتبر ١٩٨٦ (٤ تا ١٧ مهر ١٣٦٥) سرهنگ نورث، کیو و اسکورد در فرانکفورت با کانال دوم دیدار و مذاکره کردند. آنان انجیلی برای هدیه به ایرانی‌ها به همراه خود داشتند که رییس‌جمهور، به خط خود در سوم اکتبر (١٢ مهر ١٣٦٥) مطلبی روی آن نوشته بود. در این دیدار سرهنگ نورث به هنگام اهدای انجیل به هیات ایرانی گفت: ما در درون دولت آمریکا بحث زیادی داشتیم، بحث‌های داغ و تند در مورد این‌که آیا رییس‌جمهوری به من اختیار می‌دهد که بگویم ما انقلاب اسلامی را به عنوان یک واقعیت قبول داریم. او [ریگان] تمام آخر هفته را به دعا مشغول بود که چه جوابی بدهد و سرانجام وی با جمله‌ای که در صفحه اول همین انجیل نوشته مراجعت کرد و به من گفت: «این قولی است که خداوند به ابراهیم داد، من که هستم که بگویم من این کار را نباید بکنم.» سرهنگ نورث هم‌چنین درباره دو ملاقات خصوصی خود با رییس‌جمهور در کمپ دیوید مطالبی اظهار داشت که در یکی از این دو از قول ر ییس‌جمهور نقل شد که گفته است:‌ «مایل است جنگ ایران و عراق مطابق شرایط قابل قبولی برای ایرانی‌ها پایان پذیرد.» و در دومی از قول رییس‌جمهور گفته شد که کشورهای خلیج [فارس] بایستی قانع شوند که این صدام حسین رییس‌جمهور عراق بود که باعث و بانی این معضل گردید. هنگامی که طرف‌های ایرانی سوال کردند منظور رییس‌جمهور از یک پیروزی آبرومندانه برای ایران چیست. سرهنگ دوم «نورث» پاسخ داد: ما هم تشخیص می‌دهیم که صدام حسین باید برود. برای آگاهی بیشتر رجوع کنید به کتاب ماجرای مک فارلین، محسن هاشمی، حبیب‌الله حمیدی، دفتر نشر معارف انقلاب، ١٣٨٨).
 
 
 چهارشنبه ١٦ مهر ١٣٦٥ / ٣ صفر ١٤٠٦ / ٨ اکتبر ١٩٨٦
 
 پیش از ظهر آقایان علوی‌تبار و صفوی از کمیسیون نفت آمدند و گزارش وضع پدافند تلمبه‌خانه‌های نفت را دادند؛ خوب نیست.
 
عصر گزارش‌ها را آوردند. به مجلس نرفتم. به خاطر راه دور بین منزل و مجلس و لزوم آمدن پاسدارها، رفتن از خانه به مجلس و بالعکس کار مشکلی است. به کار خطر ضد انقلاب، زحمت پاسدارها و وقت رفت و برگشت در سطح شهر، سعی می‌کنم کمتر رفت و آمد کنم. گاهی به مجلس نمی‌روم و گاهی به خانه نمی‌آیم.
 
نامه‌ای به آیت‌الله منتظری در ارتباط با شهادت یاسر رستمی – نوه ایشان – نوشتم. (در این نامه آمده است: «بسم‌الله الرحمن الرحیم» محضر مقدس فقیه عالیقدر، آیت‌الله‌العظمی آقای منتظری، دامه برکاته و وجوده الشریف. شهادت افتخارآفرین یاسر بزرگوارتان را از صمیم دل، تهنیت و تسلیت عرض می‌کنم. می‌دانم، با این‌که «یاسر» قهرمان سخت مورد محبت جنابعالی بود، از شهادتش آزرده خاطر نیستید. همان روزی که والد والده خویش و جد و جده خوب‌ترش این اسم را برایش انتخاب کردند، چنین عاقبت خیری را در نظر داشتند. بالاتر از این، زندگی پرحادثه و آموزنده حضرتعالی، سراسر جهاد و شهادت و ایثار است. امت، از همان روزهای اول نهضت اسلامی، شما را پیشتاز و نوک پیکان جهاد می‌دید و سینه مبارکتان را سپر بلاها و بی‌جهت نیست که در وجود شما، با اعتماد کامل، شرایط نیابت رهبری را یافت و آگاهانه انتخاب کرد. شما از اولین شخصیت‌های اسلام و کشور بودید که زندان‌های رژیم منحوس گذشته را با حضورتان زینت دادید و زندانیان را روحیه و افتخار و جزو مجاهداتی که بیشترین دوران بازداشت و تبعید و محرومیت و محدودیت و تعقیب و آزار را در دوره ١٧ ساله انقلاب در پرونده خود دارند، هستید و صبورانه، رنج مشاهده شکنجه فرزند قهرمانتان «محمد» شهید را در سیاهچال‌های رژیم پهلوی و سپس، دوران طولانی بازداشت و دربه‌دری او را که به اندازه عمر تمام دوران مبارزاتمان است و سرانجام، شهادت مظلومانه‌اش در زیر آوارهای دفتر مرکزی حزب جمهوری اسلامی که در بهار پیروزی انقلاب، اشجار طیبه اسلام را خزان کرد، تحمل کردید. دیروز، شاهد جراحت و نقص عضو «سعید» گرانقدرتان در جبهه بودید و امروز، شاهد شهادت «یاسر» بزرگوارتان و هر روز، شاهد شهادت فرزندان عزیز امت که مثل اولاد خودتان عزیزشان می‌دارید، هستید. اینها و خیلی چیزهای دیگر، تاریخ سراسر افتخار زندگی شما را ساخته و امت اسلامی را با آینده انقلاب و ادامه راه امام بزرگوار، مطمئن می‌سازد. راه انبیا و سرنوشت رهبران الهی، همیشه قرین به ابتلا و بلاها بوده و موفقیت‌هایشان نتیجه پیروزی در امتحان‌های سخت ربوبیت (ان هذا لهو البلاء المبین) سنت الهی ابراهیم را با قربانی فرزند و هجرت رنج‌آلود به وادی غیر ذی زر و یعقوب را با فراق عزیزی چون یوسف و چشمان نابینای از اشک و اندوه «و ابیضت عیناه من الحزن و هو کظیم» و موسی و عیسی را با دربه‌دری‌ها و گرفتاری‌ها و ایوب را با امواج سختی‌ها و مصایب و سرانجام، خاتم پیامبران را با مرارت‌های توصیف شده به (ما او ذی نبی مثل ما اوذیت) هم آزموده و هم ساخته و هم مکرم و موثق داشته است. «البلاء البلاء» پرتو صحنه‌های ایثارگرانه، احد و کربلا و فخ امروز در محیط جامعه اسلامی ما مشهود است و بی‌گمان، این ملت مقاوم، درس ایثارگری را از بزرگانی چون حضرت شما می‌گیرند. با این‌که آزردگی قلب رئوف قائم‌مقام رهبری‌مان برایمان سنگین است، اما آثار گرانبهای همرنگی و همراهی و همدردی خانواده دومین شخصیت انقلابمان با خانواده‌های معظم شهدا و جانبازان، تحمل این بار سنگین را آسان می‌دارد. همان‌گونه که امام‌مان و مقتدایمان در شهادت فرزند فقیه‌شان، آیت‌الله سیدمصطفی، فرمودند: «و بی‌شک این شهادت‌ها، مایه تقویت ایمان و روحیه رزمندگان و ملت ایثارگر و خانواده معظم شهدا است» از برخوردهایتان با «یاسر» در ملاقات زندان و جاهای دیگر، برایم روشن است که سخت به او دلبسته داشتید، ولی می‌دانم که اسلام و انقلاب به مراتب بیش از «محمد» و «یاسر» در دلتان جای و منزلت دارند. با این‌که مسوولان تراز اول کشورمان، همگی فرزندان و وابستگان نزدیکی در جبهه داشته و دارند، اما خداوند جنابعالی را لایق نزول این سعادت عظمی دانسته و رحمت خاصش را برایتان نازل فرموده. هرکه در این بزم مقرب‌تر است، جام بلا بیشترش می‌دهند. اکبر هاشمی‌رفسنجانی.»)
 
 
 
پنجشنبه ١٧ مهر ١٣٦٥ / ٤ صفر ١٤٠٦ / ٩ اکتبر ١٩٨٦
 
 معلوم شد عملیاتی که قرار بود دیشب انجام شود، به تاخیر افتاده است. تا ساعت ده‌ونیم در جلسه علنی بودم. پیش از ظهر آقای [علی‌محمد] دستغیب از شیراز آمد و برای سالگرد شهید [آیت‌الله عبدالحسین] دستغیب [امام جمعه شیراز] دعوت کرد که به شیراز بروم.
 
دو نفر از ائمه جمعه خوزستان آمدند. درباره پدافند و مسایل خوزستان استمداد کردند. دکتر روحانی را خواستیم و تاکید بر تقویت پدافند شد. استاندار هرمزگان آمد و وضع استان را گزارش کرد. عصر سرهنگ جمالی آمد و برای انتقال دخترش از دانشگاه اهواز به تهران و برای حل اختلاف‌شان با سپاه بر سر قرارگاه اصفهان، کمک خواست.
 
دکتر [محسن] نوربخش [رییس بانک مرکزی] آمد. وضع ارزی را توضیح داد و در مورد اختلافش با آقای [محمدجواد] ایروانی [وزیر امور اقتصادی و دارایی] گفت. قرار شد برای رفع اختلاف کمک کنم. در جلسه شورای‌عالی دفاع شرکت کردم. در مورد بودجه ارتش و کم کردن پرسنل اداری نیروها بحث شد. (شورای امنیت که از چند روز قبل به درخواست گروه هفت نفری اتحادیه عرب جلسه‌هایی اضطراری برای بررسی جنگ ایران و عراق تشکیل داده بود، بعد از بحث‌های طولانی، امروز قطعنامه جدید ٥٨٨ را تصویب کرد که در آن از دو کشور درگیر خواسته است که قطعنامه ٥٨٢ مصوب در ٢٤ فوریه ١٩٨٦ (٥/١٢/١٣٦٤) را بپذیرند و اجرا کنند. از دبیرکل نیز درخواست شده است تا پس از تماس با طرف‌های درگیر در مورد اجرای این قطعنامه، نتیجه کار خود را تا ٣٠ نوامبر (نهم آذر ١٣٦٥) به شورای امنیت گزارش دهد. این قطعنامه همانند قطعنامه‌های قبلی فقط توصیه است و در فاصله زمانی ٧ ماه و ١٢ روز بعد از قطعنامه قبلی صادر شده که نسبت به سایر قطعنامه‌های قبلی، فاصله نسبتا کمی می‌باشد. ضمنا از نظر حجم و تعداد کلمات به کار برده شده نیز این قطعنامه کوتاه‌ترین قطعنامه از مجموعه قطعنامه‌های مورد مطالعه است.» با توجه به سخنان دبیرکل در اجلاس شورای امنیت در ٣ اکتبر ١٩٨٦ (١١ مهرماه ٦٥)، تهدیدات ایران مبنی بر انجام دادن حمله سرنوشت‌ساز و نهایی، در صدور این قطعنامه موثر بوده است. در قطعنامه ٥٨٢ با اظهار تاسف از ادامه جنگ – تهاجمات ارضی، بمباران مناطق غیرنظامی، حمله به کشتی‌های بی‌طرف و هواپیماهای کشوری، نقض مقررات بین‌المللی به خصوص استفاده از سلاح شیمیایی، از ایران و عراق خواسته بودند تا بی‌درنگ این موارد را عملی کنند: آتش‌بس، توقف مخاصمات در دریا و هوا و زمین، عقب کشیدن همه نیروها به حوزه‌های شناخته شده بین‌المللی، مبادله اسیران و تبدیل روش‌های خصمانه به میانجیگری مسالمت‌آمیز.)
 
 
 جمعه ١٨ مهر ١٣٦٥ / ٥ صفر ١٤٠٦ / ١٠ اکتبر ١٩٨٦
 
 
 در منزل بودم و کار زیادی نداشتم. بیشتر وقتم به مطالعه گذشت. (در واکنش به جوسازی‌های اخیر عراق مبنی بر در معرض خطر قرار گرفتن صلح و امنیت منطقه خلیج فارس، امروز به درخواست جمهوری‌اسلامی، متن طرح قرارداد امنیتی پیشنهادی ایران برای منطقه را سازمان ملل متحد منتشر کرد. در این طرح – که ٣٠ اردیبهشت ١٣٦٥ (٢٠ مه ١٩٨٦) وزیر خارجه جمهوری‌اسلامی ایران برای انعقاد یک قرارداد امنیتی منطقه‌ای با کشورهای خلیج فارس مبنی بر اصول استقلال، حاکمیت ملی، تمامیت ارضی، عدم مداخله در امور دیگران و هم‌چنین بی‌طرفی کامل در جنگ، اعلام آمادگی کرده است. در این نامه آمده است: «برای جلوگیری از حمله به هر کشور دیگر و احتمالا جلوگیری از توسعه جنگ به سایر کشورها، همان‌گونه که این موضوع در قطعنامه ٥٨٢ شورای امنیت منعکس شده، جمهوری اسلامی از آن حمایت می‌کند.» در بخش دیگری از نامه نوشته شده است: «حمله عراق در تاریخ ٢٢ سپتامبر ١٩٨٠ (٣١ شهریور ١٣٥٩) شروع شد و در حال حاضر به مرحله پیچیده خود رسیده و به دلیل خیانت برخی کشورها و عدم آمادگی مجامع بین‌المللی به منظور جلوگیری از این تجاوز، بیم آن می‌رود که یافتن راه‌حل نهایی مدت زیادی به طول انجامد. در چنین شرایطی جلوگیری از گسترش دامنه جغرافیای جنگ هدف اصلی سازمان‌های بین‌المللی و کشورهای منطقه می‌باشد. برای دستیابی به این هدف، جمهوری‌اسلامی ایران بر مبنای سیاست اعلام شده مبنی بر جلوگیری از گسترش دامنه جنگ به منظور ایجاد صلح با ثبات در آینده برای منطقه، در جهت توسعه روابط خود با کشورهای منطقه مدام کوشش کرده است، علی‌رغم کمک‌هایی که توسط برخی از همین کشورها به عراق داده می‌شود، عراق توسط تبلیغات سوء و وسیع خود و هماهنگی سیاسی با برخی کشورها این تشنج‌ را تشدید کرده است.» در پایان نامه آمده است: «به نظر ما [ایران] حضور یک نماینده بی‌طرف در چنین شرایطی بسیار سودمند خواهد بود. دولت جمهوری اسلامی ایران با توجه به روابط دوستانه و اعتماد متقابل که در خلال سالیان گذشته با آقای دبیرکل به وجود آمده، آماده است برای جلوگیری از گسترش جنگ به خارج از مرز دو کشور همکاری کند. به همین منظور اقدامات و ابتکارات آقای دبیرکل باید در جهت ابقای صلح با ثبات در منطقه مبتنی بر اصول رعایت احترام به استقلال و تمامیت ارضی و هم‌چنین عدم مداخله در امور داخلی دیگران و ایجاد بی‌طرفی کامل توسط همه کشورها، مورد بررسی قرار گیرد.») یاسر با دوستانش به کوهنوردی رفت. خسته و راضی برگشت.
 
 
شنبه ١٩ مهر ١٣٦٥ / ٦ صفر ١٤٠٦ / ١١ اکتبر ١٩٨٦
 
 اول وقت آقای [ابراهیم] سنجقی اطلاع داد، عملیات ما در منطقه کرکوک انجام شده است. سیصد نفر از نیروهای ما و دو هزار نفر از نیروهای طالبانی‌ها [= اتحادیه میهنی کردستان عراق] در این عملیات شرکت داشته‌اند. ابتدا نیروهای نظامی، اطراف مراکز نفتی را منهدم کرده‌اند و سپس با حدود سی قبضه از اسلحه‌های متوسط از قبیل خمپاره، مینی کاتیوشا و تفنگ ١٠٦ و آر.پی.جی به چندین مرکز نفتی از قبیل تلمبه‌خانه پالایشگاه، بهره‌برداری، تانک فارم، تصفیه گاز و... حمله کرده‌اند. خسارت عراق قاعدتا زیاد است و پس از روشن شدن هوا، نیروهای ما به عقب برگشته‌اند و در منطقه تحت کنترل طالبانی‌ها متفرق شده‌اند.
 
با قرارگاه و ستاد تبلیغات جنگ مذاکره کردیم. قرار شد اسم عملیات «فتح یک» گذاشته شود. قبلا قرار بود کربلای چهار باشد. خواستیم جنبه عملیات داخلی خود عراق داشته باشد. ظهر به دانشگاه امام صادق(ع) رفتم. از کلاس‌ها و خوابگاه بازدید کردیم. در سالن برای دانشجویان صحبت کردم. بعد از ناهار به خانه برگشتم.
 
احمد آقا آمد. راجع به عملیات فتح یک توضیح خواست. راجع به حفاظت اطلاعات سپاه که به امام شکایت کرده و دستش از قسمت عمده سپاه کوتاه شده، صحبت کردیم. با تصمیم اخیر امام سه نیروی سپاه از مراعات اساسنامه معاف شده است. برای تسریع در امر جنگ بحث شد. آقایان علی شمخانی و محسن رضایی و [محمدباقر] ذوالقدر، تلفنی گزارش عملیات فتح یک را دادند. عصر عفت و خانم امام به منزل آقای خوانساری رفتند. (در این روز نخستین دور مذاکرات «رونالد ریگان» رییس‌جمهور آمریکا و «میخائیل گورباچف» دبیرکل حزب کمونیست شوروی در «ریکیاویک» ایسلند پایان یافت. به گزارش یونایتد پرس، ریگان و گورباچف ابتدا یک ساعت به‌طور خصوصی گفت‌وگو کردند، سپس وزیران امور خارجه دو کشور به آنها پیوستند. نخستین دور مذاکرات ریگان و گورباچف دو ساعت به طول انجامید و قرار است دو مذاکره دو ساعته دیگر نیز داشته باشند. سخنگوی کاخ سفید مذاکرات را دوستانه خواند.)
 
 
 
یکشنبه ٢٠ مهر ١٣٦٥ / ٧ صفر ١٤٠٦ / ١٢ اکتبر ١٩٨٦
 
 تا ساعت هفت‌ونیم صبح گزارش‌ها را خواندم. هنوز انعکاس ضربه به کرکوک، [در رسانه‌های ارتباطی] خوب به چشم نمی‌خورد. ساعت ده‌ونیم به دفترم آمدم.
 
آقای محلوجی آمد. گزارش قایق هدایت شونده صنایع الکترونیک شیراز را داد و از عدم هماهنگی سپاه و ارتش و دخالت در کارهای یکدیگر گفت. آقایان [علی] یوسف‌پور [نماینده اردل] و [مرتضی] رضوی [نماینده تبریز] آمدند و در مورد مراکز اقتصادی و صنعتی عراق توضیح دادند. خواستند نیروی هوایی به مراکز مهم نفتی عراق حمله کنند.
دو نفر از همافران از پایگاه هشتم [شکاری] اصفهان آمدند. از ضعف عمل حفاظت اطلاعات و عقیدتی سیاسی ارتش گفتند. عصر سرهنگ جلالی [وزیر دفاع] آمد و از بمباران کارخانه نظامی اصفهان ناراحت بود.
 
جمعی از پزشکان آمدند. برای عدم سخت‌گیری مقصران اعتصاب پزشکان استمداد کردند. گفتم به وزیر بهداشت نامه بنویسند و رادیوهای بیگانه را محکوم کنند و از اعتصاب عذر بخواهند. سختشان بود که به وزیر نامه بنویسند. گفتند به من یا نخست‌وزیر بنویسند.
 
فارغ‌التحصیلان دانشکده افسری آمدند. برای آنها صحبت کردم. دکتر جاسبی آمد و راجع به اساسنامه دانشگاه آزاد اسلامی صحبت کرد. شب سران قوا، مهمان من در مجلس بودند. درباره مطالب مذاکرات آقای نخست‌وزیر که عازم آلمان‌شرقی و مجارستان است و هم‌چنین درباره جنگ و زدن مراکز غیرنظامی مشورت شد.
 
 
دوشنبه ٢١ مهر ١٣٦٥ / ٨ صفر ١٤٠٦ / ١٣ اکتبر ١٩٨٦
 
 پیش از ظهر امروز، فرماندهانی نیروی زمینی ارتش آمدند. طرح عملیاتی‌شان را توضیح دادند و نیازها را گفتند. شوق جنگیدن دارند. توقعات زیادی ندارند. عصر معلمان که از فشار مسوولان وزارت آموزش و پرورش بر خط مخالف شکایت داشتند، آمدند.
 
شب آقای محسن رضایی آمد و گزارش پیشرفت کار در طرح وسیع و اصلی عملیات آینده را داد. با فرماندهان قرارگاه و لشکرها به توافق رسیده‌اند و همان اهداف اولیه در طرح گنجانده شده است. در سفرم به اهواز، تردید مشهود بود. با بحث‌های آقای رضایی با آنها و تذکرات من مشکل رفع شده است. پیشرفت‌هایی در مبادله گروگان‌های آمریکایی در لبنان با سلاح پیش آمده است.
 
احمد آقا آخر شب تلفنی اطلاع داد که دکترها به خاطر وضع جدید حال امام ، ملاقات فردا را لغو کرده‌اند. او نگران بود. از من خواست که در عوض با زائران امام ملاقات کنم.
 
آقازاده از ژنو تلفنی اطلاع داد که زکی یمانی [وزیر نفت عربستان‌سعودی] گفته آقای فهد در عربستان گفته فردی از ایران به آنجا برود تا درباره پیشنهاد کیفیت حذف صدام مذاکره کنند و گفت کویتی‌ها در پیشرفت کار اوپک کارشکنی می‌کنند. کارهای مجلس را آوردند و تا ساعت یازده شب انجام دادم.
 
 
 
سه‌شنبه ٢٢ مهر ١٣٦٥ / ٩ صفر ١٤٠٦ / ١٤ اکتبر ١٩٨٦
 
 صبح زود به مجلس رسیدم. از گزارش‌ها چنین به نظر می‌رسد، عراق با همکاری مراکز خبری تلاش می‌کنند تا آثار ضربه عملیات فتح یک را خنثی کنند و با صحنه‌سازی تکذیب می‌کنند. آقای عبدالله نوری آمد و گفت آیت‌الله منتظری در عکس‌العمل جریان بازداشت گروه سیدمهدی هاشمی، ملاقات‌ها را تعطیل کردند.
 
مدتی که در جلسه علنی بودم، مراجعات زیادی از نمایندگان در همین خصوص داشتم. نگرانی شدیدی در نمایندگانی که مطلع شده‌اند، بروز کرده است.
 
زود به دفترم برگشتم. گروهی از خلبانان پایگاه نوژه آمدند. خواسته‌ها را مطرح کردند: وام مسکن، امتیازات بیشتر، عدم مخالفت با سفر به خارج خلبان‌ها، پرواز ممنوع نکردن عده‌ای به واسطه سوءظن و...
 
جمعی از پرسنل لشکر امام حسین(ع) آمدند که ملاقاتشان با امام لغو شده بود. برای آنها و پرسنل پایگاه هوایی نوژه صحبت کردم. جمعی از نمایندگان آمدند و نگران مسایل جاری آقای منتظری بودند و از من خواستند که خودم به قم بروم. قبول کردم. تلفنی در این خصوص با احمد آقا و آقای خامنه‌ای هم مشورت کردم.
 
آقای حسنی‌سعدی [فرمانده نیروی زمینی ارتش] اطلاع داد که دیشب عملیات محدودی در جبهه غرب توسط ارتش انجام شده و موفق بوده است.
 
 آقای [مرتضی] بنی‌فضل از قم تلفنی مساله آقای منتظری، قطع ملاقات‌ها و پخش خبر و ناراحتی طلبه‌ها را گفت و از من برای حل مشکل استمداد کرد. احمد آقا از این‌که بعضی‌ها او را مقصر معرفی کرده‌اند و به دروغ مانع ملاقات آقای منتظری با امام معرفی کرده‌اند و... اظهار ناراحتی کرد؛ حق دارد، چون بیشترین تلاش را برای اعتبار آقای منتظری دارد.
 
ساعت سه بعدازظهر به طرف قم حرکت کردم. نزدیک غروب به منزل آقای منتظری رسیدیم. کمی پشت در معطل شدیم. ظاهر این بود که ایشان مصمم بوده کسی را نپذیرد ولی در مقابل حضور من، ناچار پذیرفتند. بعدا فهمیدم از پیش مطلع بوده‌اند و منتظر. گفتند آقای [ابراهیم] امینی را نپذیرفته‌اند.
 
تا ساعت ٩ شب با ایشان بودم. پس از صرف شام به تهران برگشتم. آقای سیدهادی هم در مذاکرات شرکت داشت. ایشان از دستور امام درخصوص تعقیب گروه سیدمهدی هاشمی رنجیده‌اند و دستور امام به این‌که دیگر عفو زندانیان با آقای منتظری نباشد، کار را بدتر کرده و مخصوصا شیوه ابلاغ که به واسطه افرادی مثل آقای محمدی‌گیلانی و [سیدمحمد] ابطحی و شورای‌عالی قضایی که برای ایشان قابل توجیه نیست.
 
ایشان معتقدند در مورد سیدمهدی گزارش‌های غلط و اغراق‌آمیز به امام داده شده و پس از دستور تعقیب ماموران در برخورد با متهمان، خیلی تند و غلط عمل کرده‌اند و نمونه‌های زیادی داشتند. احتمال می‌دهند قضیه ریشه دارد و از منابع دشمنان خارجی سرچشمه می‌گیرد و قرائنی مطرح کردند.
 
ضمنا به خط سه خیلی بدبین بودند و به خصوص از احمد آقا گله می‌کردند. من شرحی از اقدامات و مذاکراتمان را با امام برای تعدیل قضیه گفتم. از احمد آقا دفاع کردم. از خود من هم گله داشتند که کمک لازم را نکرده‌ام. بالاخره مساله حل نشد و ایشان معتقدند گزارش‌ها باید اصلاح شود. نزدیک ساعت یازده شب به مجلس رسیدم. کانال دو را گرفتم و سپس خوابیدم.
 
 
 
چهارشنبه ٢٣ مهر ١٣٦٥ / ١٠ صفر ١٤٠٦ / ١٥ اکتبر ١٩٨٦
 
 شب در مجلس خوابیده بودم. از اول وقت مشغول کار شدم. آقای حسنی‌سعدی اطلاع داد، دو ارتفاع که دیروز گرفته بودند، پس داده‌اند.
 
ساعت هشت صبح آقای عاصمی‌پور آمد. گزارش از وضع مراکز نفتی، خرابی‌های بمباران، بازسازی‌ها، مشکلات صدور نفت و عدم همکاری ارگان‌های دیگر داد. آقای مهدی غیوران و برادرش آمدند. از برخوردهای نامناسب با بازاریان گله‌مندند.
 
آقای [حبیب‌الله] عسکراولادی آمد. برای کمیته امداد امام، جهت اداره خانواده سربازان متاهل مستمند کمک می‌خواست. در مورد مساله جدید آیت‌الله منتظری و امام سوال داشت و پیشنهاد تقویت مدارس خصوصی را داد. آقای [کمال] خرازی آمد. طرح‌های جدید تبلیغات جنگ را آورد.
 
عصر هیات‌رییسه مجلس جلسه داشت. اطلاع دادند عراق به فرودگاه شیراز و برق سدهای دز و شهید عباسپور حمله کرده و صدماتی زده استبا مشورت سران قوا، قرار شد به بغداد موشک بزنیم. دستور به نیروی هوایی سپاه داده شد که به منطقه مخابرات بغداد بزنند. بعد از عملیات فتح یک در کرکوک، شرارت عراق زیاد شده است.
 
شب مهمان آقای موسوی‌اردبیلی بودیم. بیشتر بحث درباره مساله آقای منتظری بود. من گزارش ملاقاتم با ایشان را دادم. درباره پیشنهاد ایشان درحد دادن گزارش جدید بر اساس واقعیات از طرف وزارت اطلاعات – ایشان مدعی‌اند گزارش غلط به امام داده شده – بحث و تصمیم‌گیری شد. قرار شد برای تکمیل کار، آیت‌الله خامنه‌ای فردا به قم بروند. نظری این بود که مانعی ندارد، سیدمهدی و افرادش را بعد از تکمیل بازجویی‌ها آزاد کنند.
 
 
 
پنجشنبه ٢٤ مهر ١٣٦٥ / ١١ صفر ١٤٠٦ / ١٦ اکتبر ١٩٨٦
 
 به مجلس آمدم. در جلسه علنی شرکت نکردم. برای رسیدگی به امور جنگ، آقایان دکتر هادی و دکتر روحانی آمدند. قرار شد در موضوع معامله گروگان‌های آمریکایی در لبنان با نیازهای تسلیحاتی و آمدن هیات مک فارلین آمریکایی به ایران که اخیرا شایع شده بود، برای افراد مورد اعتماد، مخفی توضیح داده شود و کانال واحدی برای این موضوع در نظر گرفته شود. در مورد پدافند و جنگ هم صحبت شد.
 
آقایان آقامحمدی و مرتضی رضایی آمدند. آقای مرتضی رضایی که همراه مسعود بارزانی به منطقه بارزانی آن طرف رودزاب در منطقه زاخو و بارزان رفته بود، گزارش کاملی از نیازهای عملیاتی کردن آنها گفت. قرار شد تعقیب شود. فرماندهان لشکر سیدالشهدا آمدند و گزارش عملیات و وضع لشکر را دادند.
 
آقای میرزایی آمد. نگران و مضطرب است. وزارت اطلاعات در رابطه با مساله سیدمهدی هاشمی احضارش کرده. آقای سنجقی برای کارهای جنگ آمد. گروه تحقیقات وزارت جهاد سازندگی آمدند. گزارش خدمات جنگی خود را گفتند: تحقیقات درباره موشک‌های زمین به زمین با برد صد کیلومتر و ساختن موشک از نوع مرکب.
 
سپس وزیر دفاع و مهندس ترکان و آذین از پنها [= هلیکوپترسازی] آمدند. گزارش وضع صنایع نظامی اصفهان و تعمیر هلیکوپترها را دادند. تعمیرات هلیکوپترها پیشرفت خوبی کرده است. آقای رییس‌جمهور که از قم برگشته‌اند، تلفنی گفتند سفرشان به قم بی‌اثر نبوده، ولی هنوز مشکل حل نشده است.
 
 
 
جمعه ٢٥ مهر ١٣٦٥ / ١٢ صفر ١٤٠٦ / ١٧ اکتبر ١٩٨٦
 
 
 در منزل بودم. آقای [محمدرضا] توسلی آمد و چک کمک به جبهه‌ها را از طرف امام آورد. احمد آقا آمد. درباره حل مشکل آیت‌الله منتظری صحبت کردیم. قرار شد از امام تقاضا کنیم که ایشان را به تهران بخواهند و به ایشان محبت نمایند. سپس تلاش شود که خاطر ایشان راضی شود. عصر احمد آقا اطلاع داد که امام دستور داده‌اند که ایشان به تهران بیایند و قرار شد شب در جلسه سران قوا هم باشند.
 
 عصر آقای محسن رضایی و [فریدون] مهدی‌نژاد آمدند. مهدی‌نژاد شرح مذاکرات با هیات آمریکایی در آلمان درباره گروگان‌ها در لبنان و پیشرفت‌هایی که شده را داد و انجیلی را که ریگان امضا کرده و فرستاده به ما نشان داد. مرحله‌بندی آزادی گروگان‌ها و گرفتن نیازهای تسلیحاتی و اطلاعاتی را گفت. قرار شد با امام و سران قوا مشورت شود و سپس به اجرا درآید. (در گزارش تاور ادعا شده که «نورث» بدون هماهنگی و اختیارات لازم مسایل یاد شده در متن خبر را طرح کرده است. هم‌چنین این گزارش بر بی‌اطلاعی رییس‌جمهور آمریکا از اظهارات نورث تاکید کرده و نورث را به نحوی جاعل سخنان ریگان خوانده است. در گزارش تاور آمده است: «سرهنگ نورث درباره ارتباط خود با رییس‌جمهور تحریفاتی کرده و مطالبی از قول رییس‌جمهور آمریکا گفته که وی هرگز نگفته بود. رییس‌جمهور به هیات [هیات بررسی‌کننده مساله ایران، کنترا] اظهار داشت که سخنان سرهنگ دوم نورث مطلقا ساختگی است و چنین دیداری در کمپ دیوید که نورث شرح می‌دهد هرگز وجود نداشته است.» در این گزارش هم‌چنین درباره اهدای انجیل از هیات آمریکایی به طرف‌های ایرانی آمده است: «در واقع فکر اهدای انجیل و نوشته صفحه اول آن، در یادداشت ٢ اکتبر ١٩٨٦ سرهنگ نورث به پویندکستر القا گردید. قرار بود انجیل با یک قرآن در ملاقات ٥ تا ٧ اکتبر معاوضه شود. «پویندکستر» این فکر را قبول کرد و رییس‌جمهور در فردای آن روز انجیل را دستنویس کرد. رییس‌جمهور به هیات گفت مطلبی در انجیل به خط خود نوشته، زیرا «پویندکستر» به وی گفته بود این ره‌گشای مطلوبی است برای یکی از افرادی که آمریکا با او [در داخل ایران] در حال معامله است. رییس‌جمهور گفت بدین دلیل آن جمله را در پشت انجیل نوشته که به گیرنده انجیل بگوید که توفیق نزدیک است.» برای مطالعه بیشتر رجوع کنید به کتاب ماجرای مک فارلین، محسن هاشمی، حبیب‌الله حمیدی، دفتر نشر معارف انقلاب، ١٣٨٨).
 
 
شب آیت‌الله منتظری از قم آمدند. با آقایان خامنه‌ای و اردبیلی مهمان احمد آقا بودیم. امام هم شرکت کردند. به آقای منتظری خیلی محبت کردند و گفتند وجود شما برای انقلاب ضرورت دارد و حفظ اعتبار شما وظیفه همه است و دستور تعقیب گروه سیدمهدی هاشمی هم به همین منظور بود که بیت شما مطهر شود.
 
 
به ایشان دستور دادند که وضع خودشان را عادی کنند و دوباره عفو زندانیان را امضا نمایند. آقای منتظری نمی‌پذیرفتند ولی امام اصرار کردند. نزدیک بود امام عصبانی شوند که با دخالت ماها وضع بهتر شد.
 
 
امام خیلی کوتاه آمدند و متاسفانه آقای منتظری نرم نمی‌شوند. امام یکی دو بار صریحا گفتند که عمرشان نزدیک به پایان است و شاید چند روز دیگر بیشتر زنده نباشند. دکترها گفته‌اند امام نباید دچار عصبانیت شوند. خیلی متاثر شدیم. ضمنا به مناسبتی فرمودند احمد آقا که اعز اشخاص در دل ایشان‌اند، اگر خطایی کند، مثل دیگران او را تعقیب می‌کنند. بالاخره آقای منتظری قبول کردند که ملاقات‌ها را به‌طور محدود شروع کنند ولی نپذیرفتند که مثل گذشته صحبت و سخنرانی و دخالت در امور نمایند.
 
آخر شب گزارش‌ها را خواندم. عراق با سانسور آثار موشک، روضه‌خوانی راه انداخت است. از مجموع مطالب برمی‌آید آمریکا خود را ناچار دیده که رضایت خاطر جمهوری اسلامی را جلب نماید.
 
 
 شنبه ٢٦ مهر ١٣٦٥ / ١٣ صفر ١٤٠٦ / ١٨ اکتبر ١٩٨٦
 
در منزل بودم. آقای صادق طباطبایی آمد. در مورد ادامه اقامه دعوی علیه بیمه لویدز مشورت کرد. حقوقدانی گفته دادگاه به نفع ما رای نخواهد داد. بیشتر وقت به مطالعه گذشت.
 
با نخست‌وزیر که از سفر آلمان‌شرقی و مجارستان برگشته، تلفنی صحبت کردم. دو روز است که عراق شرارتی نکرده است؛ یا از موشک درس گرفته یا آماده برای شرارت جدید و وسیعی می‌شود.
 
 
عصر احمد آقا اطلاع داد که امروز در درس آیت‌الله منتظری، طلبه‌ای از ناراحتی ایشان اظهار تاسف کرده که پیشنهاد رفتن مقابل مجلس برای حمایت از ایشان را نموده که آقای منتظری ضمن تشکر از ایشان، گفته فعلا نیازی نیست، ولی نگفته‌اند که مساله حل شده و این برخلاف انتظار ما از جلسه دیشب و دستورات امام است.
 
 
عصر کارها را از مجلس آوردند، مطالعه کردم. مساله مهمی نداشتیم. آقای خامنه‌ای هم تلفنی از برخورد آقای منتظری در جلسه درس ابراز نگرانی مختصری کردند، ولی راه حمل بر صحت هم دارند.
 
 
یکشنبه ٢٧ مهر ١٣٦٥ / ١٤ صفر ١٤٠٦ / ١٩ اکتبر ١٩٨٦
 
تا ساعت هفت‌ونیم صبح گزارش‌ها را خواندم. تا ساعت ٩ در جلسه علنی مجلس بودم. تا ساعت ده‌وربع در دفترم به مراجعات جواب دادم. دکتر هادی آمد. راجع به گروگان‌ها و وضع آقای منتظری صحبت شد. تا ساعت یک در دفتر آقای خامنه‌ای در جلسه شورای‌عالی پشتیبانی جنگ بودیم. تا ساعت دو آقای محسن رضایی آمد. راجع به جنگ و مبادله گروگان‌ها صحبت شد.
 
عصر آقای صدرایی از بنیاد تاریخ انقلاب، همراه آقای بروجردی آمد. او پیشنهاد انتقال اسرار تحقیقات پیچیده از آمریکا را داشت. آقای نورانی روحانی از شهرداری تهران آمد و از شهردار و کارمندان شکایت داشت.
 
آقای امراللهی آمد و برای گرفتن بودجه انرژی اتمی کمک می‌خواست. آقای منیرالدین حسینی آمد. آثار دفتر تحقیقاتش را آورد که روش تنظیم یک نظام اسلامی را تهیه می‌کنند. آقای رفیق‌دوست آمد و برای کار ساختمان خانه‌های سازمانی سپاه در محل حظیره بهایی‌ها [شهرک شهید محلاتی] که اخیرا با کمک من و دستور امام، از بنیاد گرفته کمک خواست.
 
اول شب با فرماندهان قرارگاه رمضان جلسه داشتیم. گزارش عملیات فتح یک را دادند. شب سران قوا مهمان آقای خامنه‌ای بودیم. موارد مورد مذاکره بسیار زیاد بود: جنگ، مساله آقای منتظری، تبادل گروگان‌ها و سلاح و کمبود بودجه. (در این روز سران دو کشور آمریکا و شوروی در اجلاس ریکیاویک که در نیمه دوم ماه جاری برگزار گردید در بیانیه مشترکی خواستار پایان جنگ ایران و عراق شدند و مقرر شد کارشناسان آمریکایی و شوروی در آینده موضع جلوگیری از صدور سلاح به ایران تا زمانی که این کشور به ادامه جنگ اصرار ورزد، پیگیری نمایند. در همین زمینه جنگ آمریکا از چین خواسته است از ارسال سلاح به ایران خصوصا جنگنده و موشک‌های زمین به زمین خودداری کنند.)
 
 
 دوشنبه ٢٨ مهر ١٣٦٥ / ١٥ صفر ١٤٠٦ / ٢٠ اکتبر ١٩٨٦
 
 ناخدا [محمدحسین] ملک‌زادگان [فرمانده نیروی دریایی ارتش] آمد و گزارش وضع نیروی دریایی را داد و عملیاتی شدن موشک‌های استاندارد روسی و کیلر و نیاز نیرو به هلیکوپتر بیشتر را داد. قرار شد به تعمیرات به خاطر محدودیت در خرید، اولویت بدهند.
 
بعدازظهر مطلع شدم که عراق به ایستگاه فرعی قطار در اندیمشک حمله کرده است. در این جمله چند واگن آسیب دیده و پنج نفر شهید شده‌اند. با مشورت دکتر روحانی رییس ستاد [پدافند کشور] قرار شد، بیست‌وچهار ساعت بصره گلوله‌باران شود.
 
با نخست‌وزیر در مورد صفوف اتومبیل‌ها در مقابل پمپ‌های بنزین صحبت کردم. احتمالا معلول ضعف مدیریت و اعلان بی‌موقع لغو بعضی از کوپن‌ها در آینده نزدیک است.
 
در گزارش‌ها سقوط مشکوک هواپیمای حامل سامورا ماشل رییس‌جمهور موزامبیک و مرگ او و همراهانش مهم‌ترین خبر است.
 
با نخست‌وزیر درباره وضع نان تبریز که به نظر نمایندگان تبریز، معلول سوءمدیریت است، صحبت کردم. (در پی انتشار شایعه جیره‌بندی شدن نان و ایجاد صف‌های طولانی خرید نان، یکی از مسوولان شورای آرد و نان کشور گفت: «ضد انقلابیون با پخش این شایعات و با خرید و دور ریختن مقدار زیادی نان، یک جنگ روانی علیه جمهوری اسلامی ایران آغاز کرده‌اند. خوشبختانه تلاش‌های این عوامل به دلیل آن‌که سیلوهای ما انباشته از گندماست، عقیم مانده است.» رییس‌کل سازمان غله کشور نیز در مصاحبه‌ای گفت: «به منظور توزیع بهتر و کاهش صف و اطمینان خاطر بیشتر، از امروز حواله سهمیه کلیه نانوایی‌ها از یک ماه به دو ماه (دو برابر) افزایش یافت و مقرر شده است تعدادی از نانوایی‌ها تا پاسی از شب به پخت نان مبادرت کنند.»خبرگزاری‌های رویتر و فرانسه و رادیو بی‌بی‌سی ضمن انعکاس تکذیب شایعه جیره‌بندی نان به تفسیر این موضوع پرداختند. ازجمله رویتر گزارش داد: «اخیرا افزایش قیمت برنج در ایران، مردم را وادار کرده است تا تقاضای نان را افزایش دهند که این باعث مشاهده صف‌هایی در جلو نانوایی‌ها شده است.») قرار شد تعقیب کنند.
 
 
سه‌شنبه ٢٩ مهر ١٣٦٥ / ١٦ صفر ١٤٠٦ / ٢١ اکتبر ١٩٨٦
 
 در راه مجلس از صفوف طولانی ماشین‌ها برای گرفتن بنزین ناراحت شدم. (اکثر نقاط کشور در این هفته دچار کمبود بنزین و گازوئیل بوده است که پیامدهای نامطلوبی به همراه داشته است. ازجمله باعث توقف وسایل عمومی در برخی استان‌ها هم‌چون گیلان شده و شایعه اعتصاب رانندگان در این استان را در پی داشته است. هم‌چنین کمبود گازوئیل سبب بروز مشکلاتی برای کشاورزان و تعطیلی بسیاری از پمپ‌های آب در مزارع شده است. در تهران نیز با وجود اجرای توزیع سهمیه‌بندی، در هفته جاری صف‌های طویلی در جایگاه فروش بنزین ایجاد شده است و خیابان‌های مجاور را با ترافیک پیچیده مواجه کرده و برای سکنان این مناطق مشکلاتی به وجود آورده است.)
 
 
 نگرانی از حمله عراق به قم و بمباران مراکز حساس هم خاطرم را مشغول می‌داشت و نیز وضع آیت‌الله منتظری و از عکس‌العمل ایشان در مقابل تصمیمات امام ناراحتم. مجموعا بیش از گذشته نگرانم.
 
 
در جلسه علنی هم مراجعات نمایندگان حاکی از اضطراب آنها است. مساله اختلاف نظر آقای منتظری با امام برایشان قابل قبول نیست و خبر را هم نمی‌دانند و نمی‌شود به همه گفت و شیاطین وسوسه می‌کنند.
 
ساعت ده‌ونیم به دفترم آمدم. دکتر [موسی] زرگر آمد و راجع به چسبندگی که بعد از عمل جراحی سوءقصد برایم پیش آمده صحبت کردیم. گاه‌گاهی می‌گیرد و درد می‌آورد. قرار شد عکسبرداری و معاینه شود. دکتر [هادی] منافی آمد. از وضعی که پس از نظر شورای نگهبان برای [سازمان] نظام پزشکی پیش آمده، نگران است. پیشنهاد اصلاحی برای لایحه دارد که ظاهرا مقبول نیفتاد.
 
 
آقای محمدنژاد مسوول پخش وزارت نفت آمد. تنگناها را گفت و برای ورود بنزین از طریق بندر امام چاره‌جویی کرد. آقای حاجی قدیری از قم آمد. برای زایشگاهی که در قم ساخته، دکتر متخصص زنان خواست. گروهی از روحانیون آمدند و درخواست استقلال لامرد از لار را داشتند.
 
 
عصر در جلسه شورای‌عالی انقلاب فرهنگی شرکت کردم. درباره دانشجویان تعلیقی که به علل اخلاقی یا سیاسی از ادامه تحصیل محروم شده‌اند، مذاکره شد. قرار شد به فارغ‌التحصیلان دانشنامه بدهیم. نسبت به آنها که در ترم آخر تحصیلند و اتمام تحصیلاتشان معمولا در ظرف یک‌سال یا کمتر ممکن است، اجازه اتمام تحصیل داده شود، ولی قرار شد طرح جامعی را وزیر فرهنگ و آموزش عالی تهیه نماید و در جلسه آینده بحث شود.
 
 
اول شب با آقای خامنه‌ای مذاکره کردیم. از نتیجه سفر امروز قم راضیند. (آیت‌الله خامنه‌ای رییس‌جمهور به اتفاق آقای میرحسین موسوی نخست‌وزیر عصر امروز در قم با آیت‌الله منتظری دیدار و گفت‌وگو کردند. در این ملاقات نخست‌وزیر گزارشی از نتایج سفر به آلمان‌شرقی و مجارستان ارایه کرد. در پایان آیت‌الله منتظری توصیه‌هایی بیان کرد که قرار شد رییس‌جمهور و نخست‌وزیر پیگیری کنند. رادیو بی‌بی‌سی امروز طی گزارشی درباره ملاقات‌های اخیر آیت‌الله منتظری با امام خمینی گفت: «در تهران شایع شده بود که آیت‌الله منتظری مشکلات ناشی از ادامه جنگ با عراق را دوباره مطرح کرده است، اما گزارش‌های رسیده از تهران اکنون حاکی است که ملاقات برای اعتراض به بعضی اقدامات نیروهای امنیتی علیه نزدیکان آیت‌الله منتظری بوده است. شایع است که یکی از نزدیکان آیت‌الله منتظری یعنی سیدمهدی هاشمی در قم بازداشت شده است. گفته می‌شود که سیدمهدی هاشمی دارای افکار تند و افراطی است و از سیاست‌های خارجی ایران در سال‌های اخیر انتقاد می‌کرده است. از علت بازداشت وی و یارانش اطلاعی در دست نیست و احتمالا مربوط به حمله‌های اخیر به دیپلمات‌های افغانی و سوری در تهران باشد. به نظر می‌رسد که آیت‌الله خمینی پس از تحقیق در این زمینه، اقدام مقامات امنیتی در بازداشت مهدی هاشمی را تایید کرده است.») کمی تعدیل در روحیه آقای منتظری دیده‌اند. به خانه رفتم. بچه‌ها همگی جمع بودند، اجتماع خوبی بود.
 
 
 
چهارشنبه ٣٠ مهر ١٣٦٥ / ١٧ صفر ١٤٠٦ / ٢٢ اکتبر ١٩٨٦
 
 اول وقت آقای ابراهیمی آمد و از وضع پیش آمده برای آقای منتظری و از سمپاشی‌های باند سیدمهدی ابراز نگرانی داشت و چاره‌جویی نمود. گفتم اصل مهم، حفظ اعتبار و شخصیت آقای منتظری است و بقیه امور، در ارتباط با این اصل باید تنظیم شود. اقدامات امام هم بر همین محور است.
 
ساعت ٩ صبح به مجلس آمدم. در گزارش‌ها مطلب مهمی نیست. آقای ملک‌زاده اطلاع داد که نیروی دریایی با موشک سی کیلر یک نفتکش را زده است.
 
 
آقای فومنی سفیرمان در امارات آمد و شرح مذاکرات اخیرش را با شیخ زائد گفت، سفیر ما ابتدا خیلی تند و از موضع بالا حرف زده و او هم در جواب به عنوان اعتراض به دخالت در امور داخلیش سخت برآشفته و تند جواب داده است. من گفتم تقصیر از شما است. آنها در کیفیت انعکاس خبر جبران کرده‌اند و لازم نیست که عکس‌العمل تندی بروز دهیم.
 
آقای سنجقی و آقای سرهنگ جلالی برای کارهای جنگ و ارتش و سپاه آمدند. آقای فاضل هرندی برای حل مشکل اراضی موات که در مجلس و شورای نگهبان به وجود آمده، استمداد کرد. عصر هیات‌ریسه مجلس جلسه داشت.
 
شب در جلسه سران قوا، مهمان آقای خامنه‌ای بودیم. مسوولان کردستان و وزرای کشور و اطلاعات آمدند و به مشکلات کردستان رسیدگی شد. هماهنگی و قاطعیت موردنیاز است. قرار شد کمیسیونی زیر نظر نخست‌وزیر به امور کردستان و آذربایجان‌غربی رسیدگی کنند و نخست‌وزیر اختیارات کامل از امام بگیرد.
 
وزیر اطلاعات گزارشی درباره تحرکات افراد باند سیدمهدی هاشمی در دفاع از او و به اسم آیت‌الله منتظری و متهم کردن مسوولان کشور داد و گفت امام در جواب نامه‌اش گفته‌اند که با جدیت آنها را تعقیب کنند. (امام خمینی در روز ٥ آبان در پاسخ به نامه حجت‌الاسلام ری‌شهری وزیر اطلاعات که از ایشان خواستار اعلام نظر درباره نحوه رسیدگی به جرایم سیدمهدی هاشمی – که به جرم قتل، همکاری با ساواک، نگهداری سلاح، جعل اسناد دولتی و فعالیت‌های مخفی، با اطلاع و نظر امام خمینی دستگیر شده است و اکنون در آستانه محاکمه وی تعدادی از هواداران او به تخریب اذهان و ایجاد اختلاف در جامعه پرداخته‌اند. – طی نامه‌ای بر محاکمه دقیق و منصفانه وی تاکید کرد و نوشت: بسم‌الله الرحمن‌الرحیم جناب حجت‌الاسلام آقای ری‌شهری وزیر اطلاعات با توجه به مسایلی که تاکنون کشف و یا مورد سوءظن شده است و با توجه به جوسازی‌ها و اطلاعیه‌هایی که با اسامی مختلف توسط افراد ضد انقلاب و منحرف و وابسته به مهدی هاشمی پخش گردیده است، که نه تنها سوءظن را بیشتر می‌کند که خود دلیل مستقلی است بر خط انحراف از انقلاب و اسلام. جنابعالی موظف هستید به جمیع جوانب این امر با کمال دقت و انصاف رسیدگی نمایید و تمام افراد متهمی را که از سران این گروه محسوب می‌شوند و نیز افراد دیگری را که در انتشار مسایل کذب و قضایای دیگر دست داشته‌اند تعقیب نمایند و بدیهی است که این امر چون مربوط به اسلام و انقلاب و امنیت کشور است، تحقیق آن منحصرا در اختیار وزارت اطلاعات می‌باشد. باید تاکید کنم که همه در پیشگاه قضاوت اسلام مساوی بوده و نیز به همان اندازه که اغماض از مجرمین گناه بزرگی است، تعرض نسبت به بی‌گناهان، از گناهان نابخشودنی است. خداوند تعالی را حاضر و ناظر بدانید که این امر عبادتی است که دامان بزرگانی را از اتهامات پاک و توطئه منحرفان را خنثی می‌کند. والسلام، روح‌الله موسوی الخمینی.») شب برای خواب به مجلس رفتم.
 
 
 
 
 

 

 

 

ادامه دارد

   
  
نظر شما:
نام:
پست الکترونیکی:
آدرس وب:
نظر
کد امنیتی:
 
   آخرین مطالب  
  چرا برخورد جدی با توزیع کنندگان مواد مخدر صورت نمی گیرد؟
  بررسی دلایل گرایش به مصرف مواد مخدر
  ارسال به دوستانولایت فقیه یا ولایت فقه؟
  کاهش 20 درصدی مصرف گاز در صورت اجرای قانون هدفمندی یارانه ها
  هواپیمای ایران 140 از آغاز تا انجام
  تعریف فقه و فقیه در لغت و اصطلاح
شعارهایی که کمتر تحقق یافته اند
  عزم ایران برای توسعه ارتباط با خطوط ریلی جهان جدی است
  وضعیت نامطلوب کشور در زمینه مصرف انرژی
  هیئت دولت تعطیلی روز شنبه را تصویب کرد
  بدهی 46 سفارتخانه به سازمان تامین اجتماعی
  رکود در ستاره خلیج فارس سودآورترین پروژه پالایشگاهی
  دستیابی چین به بازارهای اروپا از طریق خطوط ریلی ایران
منافع کلان ایران برای روسیه
  قرار داد 1،2میلیارد دلاری خرید اس-300 از روسیه
سایه مرگ و وحشت در حمل و نقل
  23کشته و 482 مجروح در یک‌هزار و 386 تصادف جاده‌ای کشور
  جبهه هواداران رییس دفتر، اعلام موجودیت کرد
  قراردادهای چند میلیارد دلاری برای شرکتهای تازه تاسیس
  کارکردهاى رسانه از دیدگاه امام خمینی(ره)
  نگاهی به استقلال سیاسی از منظر قرآن
  یک‌ششم موادمخدر جهان در ایران مصرف می‌شود ؟
  سلب استقلال وکلای دادگستری و نقض قوانین اساسی!
  ادامه آخرین مطالب
 
   دیگر پایگاه ها  
سایت خبری تحلیلی خبر انلاین
شبکه ماهواره ای سلام
دی پرس
روزنامه پول
فرهیختگان
موسسه گفتمان انرژی مسلمانان
آرمان
ای کسب من
خبرگزاری تین نیوز
اویل نیوز
یاد داشتهای اقتصادی حجت قندی
حزب موتلفه
کانون  انجمن های کارفرمایان سراسر کشور
بورس
بازار کار
نیمه هادی عماد
گروه خیریه انصار
خبرگزاری کار ایران ایلنا
پایگاه خبری تحلیلی ریشه
 
::  صفحه اصلی ::  تماس با ما ::  پیوندها
© اراده مردم 1387
info@erademardom
Powered By: ghatreh.com