در استحکام ساختار یک دولت و حکومت، بیشک "اعتماد" مردم به دولتمردان حرف اول را میزند و در واقع دولتی که سبب سلب اعتماد ملتی شود، نه تنها تیشه به ریشه خود زده است که در دراز مدت، تزلزل کشور و ابراز واکنشهای منفی مردم علیه آن را به همراه دارد.
"اعتماد"، این واژه آراسته به ظاهری ساده، بار مفهومی و تحلیلی سنگینی با خود میکشد از همینرو و بر اساس اظهارات جلایی پور ـ کارشناس و تحلیل گر مسائل سیاسی و اجتماعی ـ، اعتماد از دو منظر مفهومی که اعتماد مردم نسبت به مردم و منظر علمی و تحلیلی که اعتماد مردم نسبت به دولتمردان است میتواند مورد بحث و بررسی قرار گیرد که ما در این گزارش، منظر دوم را مورد بحث و بررسی با چند تن از جامعه شناسان و صاحب نظران این عرصه قرار دادهایم.
میل به قدرت و تمنای حاکمیت برای بسیاری، وسیله را توجیج می کند تا جایی که راستگویی از سوی دولتمردان حتی در یک کشور اسلامی، رنگ باخته و جای خود را به وعدههای دروغین میدهد.
به گفته کارشناسان به نظر میآید در کشور ما این مهم یعنی راستگویی که پایه اساسی اسلام نیز محسوب میشود جایگاهی آنچنان که باید و شاید در میان برخی مسوولان ندارد.
وعدههای توخالی و شعارهای دولت که رنگی نیکو اما طعمی ناخوش به همراه داشتند، اندک اندک مردم را در طول این چهار سال نسبت به مسوولان بیاعتماد کردند. دروغ و وعدههای دور از تحقق، شکاف بین دولت و ملت را، همراه دارد و ادامه سیر آنها نیز به شکاف موجود عمق میبخشد. وجود و عمق چنین شکافی نه تنها طبعاتی چون پسرفت و عقبگرد که تهدید یک حکومت و نظام را میتواند در پی داشته باشد چه از سوی ملت و چه از سوی دشمنان در کمین نشسته به ویژه برای کشورهایی نظیر ایران که بیش از تکنولوژی نظامی متکی بر نیروهای انسانی خود هستند.
مهندس میرحسین موسوی در صحبتهای اخیر خود بسیار بهجا و خوش موقع از اپیدمی دروغ به عنوان یکی از مشکلات اصلی و اساسی امروز جامعه یاد کرد و تا افزون بر مشکلات برخواسته از شعارهای دروغین مسوولان، بهانهای باشد برای سامان گزارشی در باب آنچه در پی میآید ماحصل گفتوگو با تنی چند از جامعه شناسان و همچنین توده مردم در مورد موضوعات یاد شده است.
ا. خ در مورد اعتماد خود به مسوولان میگوید: تنها 30 درصد اعتماد دارم چرا که 70 درصد آن چه میگویند انجام نمیشود و یا زمانی صورت میگیرد که کارشان پیش مردم گیراست .
او در اینباره ادامه میدهد: وقتی به کمک مردم برای حضور در صحنه نیاز دارند تا حدی کارهایی به سود مردم انجام میدهند اما وقتی کارشان انجام میشود، باز ورق برمیگردد و حتی بدتر هم میشود.
این آهنگر معتقد است: امروز شدت عصبانیت مردم بیشتر و برنامهریزی برای آنان، سختتر شده است و اگر مردم در هفته، چهار ساعت میخندیدند، امروز آن چهار ساعت خنده راهم ندارند.
ا. ص که در پایتخت کارهای خدماتی انجام میدهد، میزان اعتماد خود به مسوولان را البته با شیبی به جهت منفی،50 به 50 میداند و میگوید، حرفهای مسوولان خوب و شیرین است اما درعمل متاسفانه با توجه به این که قدرت اجرایی ضعیفی دارند صحبتهایشان زنگ دیگری به خود میگیرد.
او با اشاره به این که مشکلات اقتصادی تمامی مسائل را به هم ریخته است، میافزاید: متاسفانه آنقدر مسوولان خلف وعده کردهاند که در کل نظر ما نسبت به آنان شکل بیاعتمادی بیشتری نسبت به سالیان گذشته به خود گرفته است.
ح. ن ـ کارشناس ارشد مدیریت اجرایی ـ در پاسخ به ما میگوید: امروز سیاستهای کلان کشورم را با سیاستهای کلان کشورهای دیگر بررسی میکنم، میبینم که جوامع پیشرفته در سیاستهای خود به دنبال رفاه مردمشان هستند و جایگاه آنان را ارجح میدانند و دست به تصمیم گیریهای سیاسی تا جایی میزنند که به رفاه و آسایش مردمشان لطمه نخورد؛ ولی متاسفانه در کشور ما بدین شکل نیست تا آن جا که بیشتر شهروندان به علت عملکردهای ضعیف مسوولان به آنان اعتماد کامل و حتی نسبی هم ندارند.
او ادامه میدهد: از دلایل دیگری که مرم به مسوولان اعتماد ندارند این است که هر وقت وعده و قولی دادند به محض این که به قدرت رسیدن یادشان رفت. نمونش قضیه پول نفت بر سر سفرههای مردم؛ شعارشان را عملی که نکردن هیچ، فردایش حرف خودشان را هم تکذیب کردند.
ا. م ـ طلبه جوان حوزه علمیه چیذر ـ در مورد اعتماد خود به مسوولان میگوید: آن چنان به وعدهایشان دل نمیبندم چرا که حرفهایشان ثبات ندارد؛ مثلا مدام طرحهایشان را تغییر میدهند که همین موضوع سبب میشود نتوانیم برنامهریزی درستی برای زندگی خود داشته باشیم .
او با بیان این که دغدغه اقتصادی مردم در این چهار سال اخیر بیشتر شده است ادامه میدهد: مشکلات روز افزون اقتصادی مردم را عصبانی و کلافه کرده است که نمونه آن را میتوانیم در ترافیکها و صفهای پمپ بنزین ببینیم، آن جا که مردم با کوچکترین جرقهای با یکدیگر برخورد تند و نادرستی میکنند.
این جوان طلبه میافزاید: در زمان خاتمی نزاعهای سیاسی بیشتر بود اما در دوره احمدینژاد تا حدی مشکلات اقتصادی زیاد و پررنگ شده است که حتی مردم وقت و حوصله برای بحث بر سر موضوعات ساده ورزشی هم ندارند چه برسد به مسائل سیاسی .
اما این طلبه در ادامه کمی پافراتر از پرسش ما میگذارد و البته بهتر است بگوییم که از منظر دیگری بدان میپردازد و آن این که دغدغه ما نه تنها مسائل اقتصادی که موضوعات دینی نیز هست؛ چرا که متاسفانه در این سالها نه تنها پیشبرد مذهبی نداشتیم که پس رفت هم کردهایم.
او درباره علت این عقبگرد میگوید: به نظر من گشت ارشاد، بیشتر سبب دینگریزی میشود و آن ذره اعتنا و اعتماد جوانی به دین را هم از او میگیرد که امیدوارم با یک حرکت فرهنگی، کارشناسی بیشتری در راه جذب و بازگشت مردم نسبت به عرف و پیشینه کشور و دینمان صورت بگیرد چرا که این گونه حرکات و برخورد با جوانان، سبب میشود حتی مردم اعتماد به دین و مذهبشان را هم از دست بدهند .
اما صحبتهای این شهروندان که سعی شده بود از قشرهای گوناگون جامعه باشند پیش درآمدی است برای گفتوگو با تنی چند از جامعهشناسان مطرح و صاحب نظر کشورمان در مورد بحث اعتماد مردم نسبت به مسوولان که در ادامه از نظرتان می گذرد .
حمید رضا جلاییپور ـ جامعهشناس ـ در گفتوگو با خبرنگار قلمنیوز، در اینباره میگوید: تحقیقات میدانی در دسترس سیر فزاینده بیاعتمادی مردم نسبت به دولت را نشان میدهد که رفتارها، وعدهها و گزارشهای توخالی و شعاری مسوولان رسمی کشور از دلایل آن است.
او ادامه میدهد: رواج بیاعتمادی در دو سطح قابل بررسی است؛ یکی سطح توصیفی آن است که اغلب مطالعات میدانی نشان میدهد، بیش از 70 درصد مردم نسبت به هم بیاعتمادند و دیگر سطح علمی و تحلیلی آن است که با توجه به انتخابات دوره گذشته فاصله و بیاعتمادی بین دولت و ملت به ویژه در بخشهای توسعه یافته کشور، افزایش یافته است.
این استاد دانشگاه درباره سطح تحلیلی این موضوع که دلایل بسیاری را در بر میگیرد، توضیح میدهد: رفتار دولتمردان غیرقابل پیشبینی است از همینرو مردم نمیتوانند دولت را مورد اعتماد قرار دهند. برای نمونه در انتخابات دوره گذشت شعارهای اقتصادی گوناگونی از جمله آوردن پول نفت بر سرسفرههای مردم را شاهد بودیم، اما در طول دوران ریاست جمهوری نه تنها این مهم حاصل نشد که در ادامه به کتمان حرف خود نیز پرداختند که همین موضوع به رواج بیاعتمادی دامن میزند.
وی دادن وعدههای توخالی را در سطح ریاستجمهوری بسیار زشت میخواند و میافزاید: شعار و وعدههای بیجا و دور از تحقق ندادن، یکی از ویژگیهای مثبت مهندس موسوی در ابتدای راه تبلیغات برای انتخابات ریاست جمهوری است که این موضوع از آن روکه اعتمادزایی میکند، قابل دفاع محسوب میشود.
این جامعهشناس در ادامه درباره بازی دادن و به بازی گرفتن مردم از سوی دولت اظهار میکند: از این خیابان به آن خیابان، از این سرا به آن سرا و از این محل به آن محل کشاندن ملتی، آن هم برای دادن نامه عریضه مردم به مسوولان، خود نوعی بیاحترامی و بیحرمتی به مردم است که به طور مرتب در سفرهای استانی تکرار میشود و جالب است که خودشان از اخذ 9 میلیون نامه از مردم خوشحالاند .
جلاییپور تاکید میکند: مسوولیت هر فرماندار به طبع، انجام کارهای مرتبط با استان خود است؛ بنابراین با وجود فرماندار و استاندار در هر استانی، دیگر نیاز به تحقیر کردن و بازیچه گرفتن مردم با به دنبال خودکشاندن آنان نیست .
او ادامه میدهد: از دیگر ویژگیهای میرحسین موسوی ـ نامزد دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری ـ این است که انجام چنین حرکاتی را بیحرمتی به کرامت انسانها میداند و در شعارهای انتخاباتی خود اطمینان داده است که در صورت نشستن بر مسند ریاست جمهوری، هیچ گاه، مردم را به دنبال ماشین خود به راه نمیاندازد.
این جامعه شناس در ادامه صحبتهای خود با اشاره به این که، دولتمردان برای جلب اعتماد مردم نباید دست به دروغگویی و ارائه آمار و ارقام دروغین و غلوآمیز بزنند، میگوید: مسوولان بهتر است وقتی کار و پروژهای را به سرانجام رساندند، بگویند انجام شد و یا انجام دادیم، نه این که تنها گزارش توخالی و دروغین در قالب شعاری ارائه دهند.
جلاییپور در پاسخ به پرسشی مبنی بر این که چه عواملی شکاف موجود بین ملت و دولت را پر میکنند؟ تاکید میکند: شکاف بین دولت و ملت را همان عواملی پر میکنند که در دولت نهم تحقیر میشوند، یعنی تشکیل نهادهای مدنی مستقل از دولت، تشکیل اصناف، اتحادیهها و انجمنهایی برای پیگیری مشکلات مردم تا ملت بتوانند مشکلات خود را بیان کنند.
این استاد دانشگاه، حمایت احزاب از اتحادیههای صنفی و حضور کاندیدای مورد نظر احزاب گوناگونی در انتخابات و عرصههای مختلف را از دیگر عواملی میخواند که سبب پر شدن شکاف بین ملت و دولت میشوند و در ادامه تصریح می کند: این در حالی است که متاسفانه، احزاب در کشور ما به سخره گرفته میشوند.
جلاییپور در پایان صحبتهای خود اذعان میکند: احزاب سیاسی، نهادهای مدنی، اتحادیههای و اصناف، پلی بین ملت و دولت محسوب میشوند که میتوانند، شکاف موجود بین مردم و مسوولان را پر کنند.
صادق زیبا کلام ـ تحلیلگر مسایل سیاسی اجتماعی ـ نیز در اینباره به خبرنگار قلمنیوز میگوید: به اعتقامد من، اعتماد مردم به مسوولان نسبت به اوایل انقلاب، یک سیر نزولی طی کرده و دچار افول شده است؛ به ویژه در بین قشر تحصیل کرده جامعه؛ در حالی که در دهه نخست انقلاب اعتماد مردم به مسوولان خیلی بیشتر از امروز بود.
این استاد دانشگاه در ادامه اظهار میکند: بخش عمدهی این بیاعتمادی به این باز میگردد که مردم احساس میکنند، هر چه که مسوولان میگویند از بازیهای سیاسی آب میخورد و بیشتر برای این است که کار خودشان پیش رود. بنابراین مسوولان باید مراقب عملکرد پس از صحبتهایشان باشند که بیش از این بر بیاعتمادی مردم دامن نزنند چرا که عواقب دردسرسازی به همراه خواهد داشت.
او در مورد عواقب و واکنشهای منفی نشات گرفته از بیاعتمادی اذعان می کند: حضور کم رنگ مردم در انتخابات که نمونه آن را در دورههای گذشته دیدهایم، خود میتواند یکی از واکنشهای منفی به حساب آید که مشارکت زیر 50 در صدی مردم در انتخابات مجلس هشتم و شوراها، بر این نظر من صحه میگذارد.
این استاد دانشگاه ادامه میدهد: شواهد خیلی از حضور مثبت و پر رنگ مردم در انتخابات این دوره ریاست جمهوری نیز حکایت نمیکند که همین موضوع میتواند از نخستین واکنشهای منفی بر آمده از بیاعتمادی مردم نسبت به مسوولان باشد که البته امیدوارم در انتخابات ریاست جمهوری عکس این قضیه اتفاق افتد.
زیبا کلام در پایان درباره حاصل شدن و شکل گیری اعتماد مردم نسبت به دولت میگوید: دست کم یکی از راهها این است که مسوولان تا این حد همه چیز را فدای افزایش محبوبیت خود نکنند و کمی هم در اندیشه منافع بلند مدت مردم و مملکت باشند.
اما عماد افروغ ـ استاد دانشگاه و نماینده پیشین مجلس شورای اسلامی ـ اعتماد مردم نسبت به دولت و مسوولان را در گرو موفقیت دولت ذیربط در دو بعد نظام سیاسی کشورمان یعنی بعد دینی و مردمسالاری میداند و میگوید: توجه دولت و مسوولان به احکام و ارزشهای اسلامی و فضایل اخلاقی و معنوی، رضایت مردم از سیاستها و رفتارهای دولتمردان را به همراه خواهد داشت که رعایت این موضوعات، خود سبب جلب اعتماد میشود.
رییس کمیسیون فرهنگی مجلس هفتم، تاکید میکند: در این بین یکی از مولفههای اصلی که افزایش دهنده مشروعیت یک نظام سیاسی و هم وجه اسلامی و هم وجه جمهوریت نظام سیاسی ماست و بر آن پای میفشاریم و از سوی دیگر اعتماد مردم نسبت به دولت را رقم میزند، موضوعی به نام حق ملت است.
او دراین باره ادامه میدهد: این حق، وجوه فردی، گروهی و جامعهای در ابعاد گوناگونی سیاسی، اقتصادی و فرهنگی و به عبارتی در قالب مفاهیمی از قبیل آزادی و عدالت دارد.
افروغ، میزان مقبولیت یک دولت را به میزان توجه آن دولت به آزادی و عدالت، البته در پناه ارزشهای اخلاقی و معنوی اسلامی میداند و در ادامه یکی از دلالتهای توجه به حق مردم را رعایت جمهوریت میخواند و تصریح میکند: توجه به مفهوم جمهوریت به معنای اعتبار و اصالت بخشیدن به رای مردم است.
این نماینده پیشین مجلس میگوید: دقت داشته باشیم که بین مردم و دولت یک ارتباط تعریف شده وجود دارد و آن این که به میزانی که دولت در خدمت ارزشها و نیازهای واقعی مردم باشد، مردم به آن دولت اعطای مشروعیت می کنند.
افروغ در پایان یادآور میشود: در صورت توجه نداشتن به عوامل مشروعیتزا(اسلام و جمهوریت) به تدریج دولت و حاکمیت با بحران مشروعیت مواجه میشوند و به صورت فزاینده، اندک اندک اعتماد عموم را از دست میدهند که عوارض و عواقب غیرمترقبهای نیز دربر خواهد داشت و حتی در کوتاه مدت میتواند به ظهور یک سری بیکاریهای اجتماعی و حتی اخلاقی بینجامد.
اما مصطفی اقلیما ـ آسیبشناسی ـ آخرین تحلیلگری است که در مورد اعتماد با او صحبت میکنیم که وی معتقد است: صحبتها و وعدههای خوشایند مسوولان که بدان عمل نمیشود، ریشه تمام بدبینیهاست.
او در ادامه میدهد: مسوولان با عملکردی متغایر از صحبتهایشان نه تنها اعتماد ملت به دولت که اعتماد به نفس مردم را نیز از بین میبرند.
این استاد دانشگاه میافزاید: انسان مارگزیده از رنگ سیاه و سفید میترسد، پس کافی است تا یکی دوباره به مردم دروغ گفته شود، همین موضوع سلب اعتماد مردم را به همراه دارد و این سلب اعتماد علاوه بر رکود فعالیتها، مانعی بر پیشرفت جامعه نیز به حساب میآید.
رییس انجمن مددکاران اجتماعی، یادآور میشود: مشخص است وقتی میگویند 10 درصد به حقوقها اضافه میکنیم اما از سوی دیگر 50 درصد اضافه کاری کاهش پیدا میکند و با تورم بیش از 25 درصدی مواجه میشویم، مردم اعتماد خود را از دست میدهند و همین از دست دادن اعتماد، عقب گرد در عرصههای گوناگون سیاسی، فرهنگی، اقتصادی و اجتماعی را به همراه دارد.
اقلیما در پایان با بیان این که متاسفانه مسوولان ما برای فرار از حقیقت و یا کسب محبوبیت دست به دروغگویی میزنند، تنها کار مسوولان برای جلب اعتماد مردم را راستگویی عنوان میکند و در پایان میگوید: وعدههای بیجای مسوولان، قول و قرارهای دور از تحقق آنان و صحبتهایی که در مورد آنها بضاعت اجرایی ندارند، از جمله مواردی است که بر بیاعتمادی مردم نسبت به دولت میافزاید.
به این ترتیب به نظر میرسد برای بازگشت اعتماد مردم به مسوولان و برای بازسازی پلهای خراب شده در چند سال اخیر تلاشهای زیادی انجام شود.
مردم نیز میتوانند با انتخاب مسوولان صادق، راه را بر کسانی ببندند که برای جبران دروغهای خود هر روز مجبورند دروغهای جدیدی بگویند./ |